اپل در مقابل مایکروسافت: بازسازی جادو

اپل در مقابل مایکروسافت: بازسازی جادو

اپل در مقابل مایکروسافت: بازسازی جادو

آنچه که به نظر من در این بازار خنده دار است این است که بیشتر مردم می توانند به دو شرکت نگاه کنند، تفاوت عملکرد آنها را ببینند و درس اساسی را یاد نگیرند – حتی اگر در طول دهه ها تکرار شده است.

مایکروسافت و اپل مواردی هستند، زیرا اپل در زمان بنیانگذاران اولیه بسیار موفق بود، سپس پس از خروج بنیانگذاران ناموفق بود، زمانی که جابز بازگشت دوباره موفق بود و اکنون بدون او در حال مبارزه است. مایکروسافت در زمان گیتس بسیار موفق بود، زمانی که گیتس رفت با مشکل مواجه شد و اکنون که توسط شخصی بسیار شبیه به گیتس اداره می شود، دوباره موفق شده است.

جادوی اصلی این است: داشتن شخصی که شرکت را اداره می‌کند که هم فناوری را می‌شناسد و هم نیازهای فعلی مشتری را می‌شناسد – یا اینکه چگونه مشتریان را دستکاری کنیم تا به آنچه می‌سازید نیاز داشته باشند.

این بار روی آن تمرکز می‌کنم و با محصول هفته خود پایان می‌دهم، که باید سرفیس استودیو شگفت‌انگیز مایکروسافت باشد، چیزی که احتمالاً اپل باید عرضه می‌کرد.

استیو جابز منحصر به فرد بود

من متوجه شدم که چرا اپل برای یافتن جایگزینی برای استیو جابز تلاش کرد – نه تنها پس از مرگ او، بلکه پیش از آن، پس از اخراج او در ابتدا. پسر بی نظیر بود پس از خواندن تعدادی کتاب در مورد زندگی و ارائه و اسرار محصول او، برای من روشن شد که چیزی که او را متمایز می‌کرد این بود که هم فناوری را به خوبی درک می‌کرد تا شرکتش را هدایت کند و هم مردم را به خوبی درک می‌کرد تا ما را متقاعد کند که آنچه ما خواسته همان چیزی بود که او ساخت.

او کاملاً درست بود که معتقد بود استفاده از گروه‌های تمرکز به عنوان تمرین برنامه‌ریزی احمقانه است. او فهمید که مردم نمی‌دانند چه می‌خواهند، و شرکت موفق همان شرکتی است که می‌تواند آنها را دستکاری کند تا آنچه را که می‌سازد بخواهند.

او مدیرعامل دهه شد و موفق‌ترین شرکت از نظر مالی را در عصر کنونی ساخت – با این حال شرکت دیگری در بازار وجود ندارد که حتی به تقلید از مدل او نزدیک شود.

حالا دلیل اینکه ما شاهد تقلید این مدل نیستیم این است که اگر استیو جابز امروز با رزومه‌ای که در ابتدای اپل داشت برای کار در یک شرکت فناوری درخواست می‌کرد، استخدام نمی‌شد. فکر می کنم شما می توانید همین را در مورد بیل گیتس بگویید، که واقعاً به چیزی که فکر می کنم یک مشکل اساسی در روند استخدام فعلی است اشاره می کند.

افرادی که ممکن است برای اداره شرکتی مانند جابز، اپل و گیتس، مایکروسافت را اداره کنند، تنها در صورتی می توانند به سمت مدیرعاملی برسند که شرکت خود را تشکیل دهند، و در حال حاضر دریافت پول VC بدون مدرک تقریباً به اندازه استخدام شدن غیرممکن است. خواهد بود.

چیزی که من متوجه نمی‌شوم این است که چرا شرکت‌ها فرآیندی ندارند که به‌طور خاص طراحی شده است تا افراد خلاق پرشوری را که ضریب هوشی بالایی دارند، اما در مدارس خوب عمل نکرده‌اند، طراحی کنند – یا چرا مدارسی که در ایجاد انواع مدیران ارشد تخصص دارند، مانند هاروارد، راه بهتری برای یافتن و تایید آنها پیدا نکنید.

از جابز در مقابل بالمر تا نادلا در برابر کوک

نکته جالب این است که پس از اینکه هیئت مدیره اپل دید که جابز چگونه در مایکروسافت استیو بالمر را زیر پا گذاشته است، ادامه داد و جابز را با فردی شبیه به بالمر جایگزین کرد.

کوک و بالمر هر دو مدیران خوبی هستند. آنها از نظر اعداد عالی هستند، آنها سخت کوش هستند و هر دو شرکت خود را دوست دارند. با این حال، هیچ یک از آنها استخوان خلاقی در بدن خود ندارند. آنها حتی از راه دور کاریزماتیک نیستند، و تنها مشتریانی که به راحتی با آنها شناسایی می شوند، مشتریان شرکتی هستند، که به ویژه برای اپل مشکل ساز است، که واقعاً به آن پایگاه مشتری خدمات نمی دهد.

در واقع، نادلا بسیار شبیه به گیتس است، و کوک بسیار شبیه به بالمر است – البته، بدون خلق و خوی معروف – و نتیجه نهایی این است که اپل رو به زوال است و مایکروسافت دوباره در حال افزایش است، البته با Azure و Web. خدمات، که خوشبختانه اینجا هیجان است.

اعلامیه های جنگ

تماشای عرضه‌های سخت‌افزاری مایکروسافت و اپل در هفته گذشته بسیار جذاب بود. راه اندازی مایکروسافت به شدت بر روی سازندگان، پایگاه اصلی تاریخی اپل متمرکز بود، در حالی که به نظر نمی رسید عرضه اپل به هیچ وجه بر روی کاربران متمرکز باشد. اپل مجموعه‌ای از ویژگی‌هایی را ارائه کرد که به نظر نمی‌رسد در هیچ نیاز واضحی از مشتری منشأ می‌گیرد.

به عنوان مثال، من هرگز ندیده ام که مشتریان درخواست صفحه نمایش لمسی ثانویه انعطاف پذیر داشته باشند، به ویژه زمانی که محصول فاقد صفحه نمایش لمسی اولیه باشد. همچنین این واقعیت طعنه آمیز است که افرادی که رویداد مایکروسافت را ترک می کنند هوس سرفیس بوک جدید و به ویژه سرفیس استودیو را داشتند، در حالی که کسانی که در رویداد اپل حضور داشتند ناامید به نظر می رسیدند که باید به آن رضایت دهند.

اگر قرار بود به یک دهه قبل برگردم، دقیقا برعکس این موضوع صادق بود. همه ما آنچه را که جابز ارائه کرد می‌خواستیم و به این فکر می‌کردیم که آیا بالمر جلسه‌ای را از دست می‌دهد.

آنچه مرا ناراحت می کند این است که هرگز نتوانستیم ببینیم در مسابقه جابز و نادلا چه اتفاقی می افتد، زیرا این شگفت انگیز بود. من انتظار دارم که هر دو نفر حریف خود را به سطوح بالاتری از عملکرد سوق دهند.

جمع بندی: درس های آموخته شده

چند چیز وجود دارد که من از این موضوع حذف می کنم. یکی این است که برای موفقیت به مدیر عاملی نیاز دارید که دارای تعدادی مهارت اصلی باشد. یک مدیر عامل باید به اندازه کافی در مورد محصولاتی که شرکت برای مدیریت فرآیند تولید می کند آگاه باشد و همچنین با افرادی که محصولات را خریداری می کنند ارتباط داشته باشد.

مدیرعامل باید بتواند انتخاب‌های هوشمندانه‌ای با توجه به جهت‌دهی محصول داشته باشد، بتواند پیشنهادات را به طور مؤثر ارائه دهد، و به اندازه کافی کاریزماتیک باشد که بتواند دنبال‌کنندگانی ایجاد کند. مدیر عامل باید مایل به پذیرش ریسک‌های اندازه‌گیری‌شده بزرگ باشد تا محصولات جدید قانع‌کننده‌ای را که رقبایشان باید دنبال کنند، به‌جای کپی کردن آنچه در آنجا وجود دارد – که متأسفانه بیشتر معمول است، به نمایش بگذارد.

ما به راه بهتری برای جذب افرادی مانند جابز به شرکت‌ها و ردیابی سریع آنها برای تبدیل شدن به مدیرعامل نیاز داریم. در غیر این صورت، ممکن است زمان بسیار زیادی طول بکشد تا دوباره شرکتی داشته باشیم که مانند زمانی اپل برجسته باشد. به طور کلی، افرادی مانند جابز انتخاب می کنند که وارد سیاست، مذهب یا جنایت شوند… .

چیزی برای فکر کردن در این هفته.

Rob Enderle's Product of the Week

هر چند وقت یکبار، یک شرکت محصولی را ایجاد می کند که من در نگاه اول اشتیاق آن را دارم. این “گاهی” هفته گذشته در راه اندازی مایکروسافت سرفیس استودیو اتفاق افتاد.

این محصول برای سازندگان طراحی شده است، و باعث شد آرزو کنم کاش راه مادرم را که یک گرافیست بود دنبال می کردم. متأسفانه، نمی‌توانستم برای نجات جانم نقاشی بکشم – اما اگر این کار را می‌کردم، داشتن ابزاری مانند این شگفت‌انگیز خواهد بود.

آنچه شگفت انگیز است طراحی صنعتی و کیفیت تصویر است. اگر بهتر نمی‌دانستم، فکر می‌کردم تصویر روی صفحه یک تصویر با وضوح بالا است و نه یک نمایشگر. حتی یک اینچ دورتر، نمی‌توانستم پیکسل‌ها را ببینم. اگر کسی به من می گفت که این یک صفحه نمایش OLED است و نه یک صفحه نمایش LCD، احتمالاً آن را باور می کردم – رنگ ها بسیار عمیق بودند.

Microsoft Surface Studio launch

Microsoft SurfaceStudio

از یک چرخ بلوتوث استفاده می‌کند که می‌تواند روی صفحه قرار گیرد تا عملکردهای خود را مجدداً پیکربندی کند – از انتخاب رنگ‌ها و براش‌ها گرفته تا کنترل صدا و روشنایی صفحه. من قبلاً از چرخ هایی مانند این استفاده کرده ام، و اگر بخواهید زمان لازم را برای یادگیری عملکرد آنها صرف کنید، بسیار مفید هستند.

این فقط یک سیم مهم در پشت دارد که یک دسکتاپ بسیار تمیز به شما می دهد. طراحی صنعتی بیشتر وسایل الکترونیکی را در پایه قرار می دهد و نتیجه را بسیار پایدارتر و مفیدتر از iMac می کند. این واقعاً محصولی است که اپل باید هفته گذشته معرفی می کرد.

سرفیس استودیو با کمی کمتر از 3000 دلار، تاریخ ارزانی نیست، اما برای کسانی که به ابزاری مانند این نیاز دارند، ارزش پول را دارد. هنگامی که در کنار هم قرار می گیرد، ظاهر یک iMac را که به شدت پیر شده بود، در قرن گذشته می کند.

سرفیس استودیو واقعاً برای مجموعه کوچکی از افراد خاص است: سازندگان، مدیران اجرایی و هر کسی که می‌خواهد دوستان اپل خود را با حسادت شرم‌آور پر کند. همین نکته آخر به تنهایی ارزش پذیرش را دارد، بنابراین Microsoft Surface Studio یک انتخاب ایده آل برای محصول هفته من است.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *