کارلی فیورینا در مقابل دونالد ترامپ: تفاوت جذاب

کارلی فیورینا در مقابل دونالد ترامپ: تفاوت جذاب

کارلی فیورینا در مقابل دونالد ترامپ: تفاوت جذاب

تماشای مناظره های جمهوری خواهان برای من تجربه جذابی بود، زیرا کارلی فیورینا را از زمانی که برای اولین بار مدیریت HP را بر عهده گرفت، شروع کردم. آن موقع فکر می‌کردم و هنوز هم فکر می‌کنم که استیو جابز تنها کسی بود که با حضور روی صحنه و مجموعه مهارت‌های او مطابقت داشت.

تاریخ ادعای او را ثابت کرده است که این هیئت مدیره HP بود، نه مدیر عامل، مشکل اصلی که باید در زمانی که او آنجا بود برطرف می‌شد – اگرچه این نیز نشان دهنده بزرگترین مشکل اعتبار او در حال حاضر است.

نکته جالب این است که او زمانی که مدیرعامل HP بود از استفاده از جنسیت خود به عنوان یک پلتفرم امتناع می کرد و می خواست با یک مرد برابر در نظر گرفته شود. در یک صحنه مناظره تحت سلطه مردان، او بهتر از همه آنها از جمله ترامپ لگد می زند. با این حال، ترامپ یک مزیت بزرگ دارد که ندارد، و آن درست به دوران او در HP برمی گردد. او همچنین یک نقطه ضعف بزرگ دارد که او ندارد.

من بیشتر در مورد آن موضوع ارائه خواهم داد و با محصول هفته خود پایان می دهم: پیشنهاد شگفت انگیز اکو آمازون، که هم شگفت انگیز و هم کمی خسته کننده است.

مشکل مخفی فیورینا

کارلی فیورینا روی صحنه شگفت انگیز است. او فوق‌العاده خوب تمرین می‌شود و به نظر می‌رسد می‌تواند کاری را انجام دهد که تنها یکی دیگر از مدیرعامل‌های فناوری که من دنبال کرده‌ام انجام داده است: تسلط بر صحنه و نگه داشتن مخاطب از طریق مفاهیم دشوار. آن شخص دیگر استیو جابز بود، و من مدت‌ها فکر می‌کردم که دیدن این که چه اتفاقی می‌افتد، جالب می‌بود اگر به هر دو شرکتی به همان اندازه توانمند داده می‌شد و مجبور می‌شدند با یکدیگر رقابت کنند.

وقتی کارلی با استیو رقابت کرد، استیو توسط یک شرکت بسیار متمرکز با کارکنانی که احتمالاً بچه‌هایشان را فدای آن مرد می‌کردند، حمایت می‌شد. کارلی یک شرکت ناکارآمد را با افرادی اداره می کرد که به نظر نمی رسید او را دوست داشته باشند یا به او احترام بگذارند.

در قلب این هیئت تا حد زیادی ناکارآمد بود – به طور مساوی به دو طبقه متخاصم تقسیم شده و توسط یک رئیس ناتوان که احتمالاً انتخاب شده بود زیرا هر دو طرف او را غیرقابل تهدید می دیدند (اوه، او سرطان داشت).

کارلی تا حد زیادی معتقد بود که زمانی که او اخراج شد، بیشتر یک مشکل با هیئت مدیره بود تا مشکل با عملکرد او، و تاریخ حق او را ثابت کرده است. پس از یک سری مدیران عامل، به نظر می رسد HP هنوز در مراحل اولیه دردناک چرخش است، حتی اگر شرکت هایی مانند اپل، دل و BMC با موفقیت در کسری از زمانی که HP صرف کرده است، بهبود پیدا کنند.

با این حال، بزرگترین مشکل برای ملت این است که این رئیس جمهور ایالات متحده نیست که بزرگترین مشکل است – کنگره است. اگر کارلی نتواند یک مشکل نسبتاً ساده مانند یک هیئت مدیره ناکارآمد را حل کند، چگونه احتمالاً با کنگره بسیار بزرگتر و بسیار ناکارآمدتر ایالات متحده به طور موفقیت آمیزی برخورد می کند؟

اشاره کردن به یک مشکل کافی نیست. برای برنده شدن، باید آن را برطرف کنید – و این در HP اتفاق نیفتاد.

مزیت مخفی ترامپ

دستیابی به جزئیات در مورد آنچه ترامپ می‌خواهد انجام دهد دشوار است. مانند پرزیدنت کارتر و پرزیدنت اوباما، او پیشنهاد کرده است که با تشکیل تیم رویایی مشاوران متمرکز بر این مشکل، با مشکلات بزرگ مقابله خواهد کرد.

دلیلی که در زمان کارتر و اوباما کار نکرد این است که تیم‌های رویایی معمولاً به دلیل عدم رهبری شکست می‌خورند. همه می‌خواهند رهبر باشند و با تیمی که رهبران آن کار می‌کنند، شما به بن‌بست می‌رسید و هیچ پیشرفتی نمی‌کنید.

یکی از دردناک ترین چیزهایی که برای من شخصاً تماشا کردم، نجات ناموفق ایرانی گروگان بود، زیرا یکی از همسایگان من یکی از خلبانان دریایی بود. پرزیدنت کارتر یک تیم رویایی از بهترین ها را از هر خدمت نظامی می خواست تا بتوانند اعتبار را به اشتراک بگذارند، اما هیچ یک از آن افراد با هم آموزش ندیده بودند و نتیجه نهایی این بود که آنها اساساً یکدیگر را در تصادفات بیرون کردند. همسایه من برای مدت قابل توجهی در بیمارستان بستری شد.

آنچه ترامپ را به طور بالقوه از کارتر و اوباما متمایز می‌کند این است که او از مشاورانش مشاوره می‌گیرد – تصمیم‌گیری را به آنها محول نمی‌کند. او فقط به اعتباری که به دست می آورد اهمیت می دهد و بر موفقیت متمرکز است – نه روند. نتیجه نهایی این است که او احتمالاً ایده ای را که بیشتر دوست دارد انتخاب می کند و با آن اجرا می کند و بیشتر اعضای شورای خود را عصبانی می کند و کمتر به آن اهمیت می دهد.

ترامپ همچنین در غلبه بر بوروکراسی دولتی – نه فقط شکایت از آن – متخصص به نظر می رسد و تا آنجا که من می دانم، او هرگز دلیل شکست را ناتوانی در کار با هیئت مدیره خود نمی داند. این بدان معنا نیست که او مشکلی ندارد. به نظر می رسد آسیب پذیری او در ناتوانی در پذیرش مسئولیت اشتباهات یا حتی اذعان به اینکه اشتباهات را مرتکب شده است، قرار دارد.

با این حال، من متوجه شدم که عملکرد او در این زمینه در طول دو بحث بهبود یافته است، و نشان می دهد که او در حال پیشرفت است، و نشان می دهد که شانس او ​​برای به دست آوردن شغل بهبود یافته است.

در حال تکمیل

اگر مناظره هفته گذشته را تماشا کرده‌اید، احتمالاً مانند من به این نتیجه رسیده‌اید که فیورینا بهترین عملکرد را در میان نامزدها داشته است. با این حال، مشکل بزرگ او توضیح دادن این است که چگونه بر یک کنگره ناکارآمد غلبه خواهد کرد، در حالی که نتوانست بر برد HP ناکارآمد خود غلبه کند.

ترامپ، با استفاده از ابزارهای مشابه با ابزارهایی که برای کارتر و اوباما کارساز نبود، می‌تواند بسیار موفق‌تر باشد – اما تنها در صورتی که بتواند هم از اشتباهات خود و هم از اشتباهات پیشینیان خود به شدت بیاموزد.

ناتوانی او در اعتراف به اشتباهات خود نشان می دهد که او با اشتباهات اولی مشکل خواهد داشت، و بی تجربگی او در دولت نشان می دهد که او با دومی مشکل خواهد داشت. برای برنده شدن، او همچنین باید اولی را اصلاح کند – و برای موفقیت در مقام، دومی – و این همان جایی است که بزرگترین قرار گرفتن او در آن قرار دارد.

مثل بسیاری از شما، من معتقدم که قرار دادن یک سیاستمدار دیگر در منصب کار نخواهد کرد، اما قرار دادن یک فرد خارجی که حتی آن کار را نمی‌داند و نمی‌آموزد نیز کارساز نیست. فیورینا و ترامپ هر دو پتانسیل بالقوه دارند، اما هیچکدام هنوز در جایی که باید برای موفقیت باشند، نیستند. بیایید ببینیم که آیا آنها می توانند در کمتر از یک سال به آنجا برسند.

Rob Enderle's Product of the Week

من با Amazon Echo برای بخش بهتری از یک هفته، و من از این محصول هم شیفته و هم ناامید هستم.

Amazon Echo

Amazon Echo

من شیفته ام، زیرا داشتن محصولی شبیه سیری/کورتانا در اتاق نشیمن در واقع نوعی سرگرمی است. من ناامید هستم زیرا اتصال Echo به سیستم های صوتی Sonos، ویدیوی TiVo یا سیستم های اتوماسیون خانگی Insteon آسان نیست.

در تئوری می‌توانید هابی را از سامسونگ بخرید که Echo و Sonos را پل می‌کند، اما سفارش مجدد داده می‌شود. حتی این اصلاح با TiVo یا Insteon کار نمی کند (اگرچه به ZigBee یا Z-Wave متصل می شود)، و هیچ اتصال صوتی فیزیکی وجود ندارد، بنابراین نمی توانید آن را به هیچ سیستم صوتی وصل کنید یا از هدفون استفاده کنید. همچنین خیلی هوشمندانه نیست. به عنوان مثال، اگر به محصول بگویید که موزیک حالت یا آهنگ های برتر پخش کند، به نظر نمی رسد که درخواست را درک کند.

هنوز به اندازه کافی سرگرم کننده است که متوجه می شوم هنگام کار بیشتر از سایر دستگاه های موسیقی خود از آن استفاده می کنم و به همان اندازه که در خانه هستم از سیری یا کورتانا سؤال می کنم. وقتی بتوانم این محصول را به سیستم های Sonos و Insteon خود متصل کنم، نسبت به این محصول احساس بسیار بهتری خواهم داشت (Amazon هر دو را می فروشد).

با این وجود، با قیمت کمتر از 180 دلار، هنوز هم ارزشش را دارد – به ویژه برای مکان هایی مانند گاراژ، دفتر خانه و آشپزخانه، که در آن دستورات شفاهی برای موسیقی پس زمینه بسیار مفید است. از آنجایی که من همچنان این محصول را با وجود کاستی‌های دردناکش می‌خرم، Amazon Echo محصول هفته من است.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *