Dell + EMC: History Is Made

Dell + EMC: History Is Made

Dell + EMC: History Is Made

من برای دهه‌ها درگیر ادغام‌ها و ادغام‌ها بوده‌ام، و زمانی که در IBM بودم، یک تیم پاکسازی اکتساب را اداره می‌کردم. من به قدری خریدهای بد را دیده ام که به طور کلی به راحتی می توان به موارد خوب اشاره کرد. آنچه تا حدودی طعنه آمیز است، با توجه به سابقه من، این است که بهترین ها عمدتاً توسط Dell با استفاده از فرآیندی که ابتدا توسط IBM توسعه داده شده است، اجرا شده است.

یکی از دردناک‌ترین ادغام‌هایی که من درگیر آن بودم، ادغام بین HP و Compaq بود – که من به شدت سعی کردم آن را بکشم، از ترس اینکه هیچ یک از شرکت‌ها دست نخورده باقی نمانند. تکمیل شد، اما هزینه مشاغل در همه سطوح برای هر دو شرکت بسیار زیاد بود و هر دو مدیر عامل در نهایت مجبور به کناره‌گیری شدند. مگ ویتمن، مدیر عامل فعلی HPE، در اکثر موارد آن را معکوس کرد.

در مقابل، ادغام Dell + EMC، که این هفته تکمیل می‌شود، با اهداف، برنامه‌ریزی و اجرا که نمونه‌ای از نحوه انجام این کارها هستند و همچنین دو تفکر پیرامونی، درس برتری بوده است. دستاوردهای غیرممکن من فکر می کنم ما شاهد تاریخ سازی هستیم.

این هفته نظراتی در مورد انجام غیرممکن‌ها به اشتراک می‌گذارم و با محصول هفته خود پایان می‌دهم: NVIDIA Titan X، یک کارت گرافیک فوق‌العاده قدرتمند که می‌خواهید دنبال آن باشید.

فاجعه HP-Compaq

HP و Compaq دو تا از بزرگ‌ترین مشتریان شرکت من بودند، زمانی که برنامه‌های ادغام آنها مشخص شد، و اینکه بگویم مدیریت من از مخالفت من با ادغام به جای حمایت از آن ناراضی است، دست کم گرفتن بزرگی است. با این حال، من ده‌ها سال درگیر ادغام‌ها بودم و به نظر می‌رسید که این یک قطار خراب است.

در آن زمان، واضح بود که کارلی فیورینا از عمق خود خارج شده بود و فقط با چرخش به دور HP مشکل داشت. او هیچ مهارت عملیاتی واقعی برای اجرای هر ادغام حیاتی نداشت، چه رسد به یکی از این مقیاس های عظیم. او در ابتدا فاقد حمایت عمیق بود، که منجر به شورش در هیئت مدیره خود و جنگ آشکار با رسانه ها شد. شرکت ها حتی نتوانستند این تصور را حفظ کنند که ادغام ایده خوبی است.

تنها چیزی که آنها را نجات داد، مایکل کاپلاس، مدیرعامل Compaq بود، که از نظر عملیاتی صلاحیت داشت و شرکت‌های مالی مورد اعتماد شرکت‌های مالی برای برنده شدن در مبارزه نیابتی که قبل از تایید ادغام بود مورد اعتماد بود. من شک نداشتم که کاپلاس مجبور به بیرون راندن خواهد شد، زیرا فیورینا او را به عنوان یک تهدید می بیند – و به درستی. با این حال، بدون او، این فاجعه ادغام منجر به اخراج بیش از حد کارکنان و همچنین دردسر برای کارکنان باقی مانده و سهامداران و مشتریان HP خواهد شد.

فیورینا اخراج شد – معمولاً یک نقطه اثبات موفقیت نیست. مگ ویتمن از تلاش برای اصلاح این آشفتگی دست کشید و در عوض شرکت را متلاشی کرد. چیزی که هنوز مرا شگفت زده می کند این است که قبل از ویتمن، HP سه مدیر عامل داشت – فیورینا، که فاقد تجربه مرتبط با فناوری بود و شکست خورد. هرد، که به اندازه‌ای از موفقیت دست یافت زیرا در واقع این صنعت را می‌شناخت (اما به دلایل نامرتبط اخراج شد). و Apotheker، که بار دیگر درک درستی از کسب و کار اصلی HP نداشتند. هیئت مدیره به جای اینکه فردی مانند هرد را به دست آورد که کارساز بود، فردی شبیه فیورینا در ویتمن را انتخاب کرد. HP که او رهبری می کند، اکنون HPE، کسری از چیزی است که قبلا بود. پسر، در مورد از دست دادن یک جلسه صحبت کنید.

معامله Dell-EMC

تضاد واضح‌تری با HP + Compaq نسبت به Dell + EMC وجود ندارد. اول، دلایل پشت ادغام بسیار متفاوت بود. Dell + EMC با خرید شرکت دیگری با مشکل مشابه، تلاشی برای حل یک چرخش شکست خورده نبود. هدف آن دو چیز بود: جلوگیری از طاعون صندوق های تامینی و سرمایه گذاران نهادی که قصد تجزیه شرکت ها برای کسب سود سریع تر را دارند. و برای یافتن یک جایگزین مناسب برای جو توچی، که نتوانسته بود هیئت مدیره EMC را آزاد کند.

به جای اینکه ریسک استخدام مدیر عاملی بی‌تجربه در این صنعت را داشته باشد، EMC با ادغام موافقت کرد و مایکل دل، یکی از تواناترین مدیران عامل در این بخش – و یکی از معدود افرادی که شرکتی را تصاحب کردند، به دست آورد. از استارت آپ تا چند ملیتی

به هر حال، زمانی که من در حال انجام کار فارغ التحصیلی خود در دانشکده بازرگانی بودم، یکی از اساتید استدلال کرد که برای یک مدیر عامل غیرممکن است که یک شرکت را از هر سه مرحله عبور دهد. تصور می‌شود که انتقال از استارت‌آپ به شرکت دولتی به شرکت بزرگ پشتیبانی عمومی فراتر از توانایی‌های هر مدیر اجرایی است، زیرا مجموعه مهارت‌های مورد نیاز برای هر مرحله بسیار متفاوت است.

حتی استیو جابز واقعاً این کار را در اپل انجام نداد، زیرا او در مرحله انتقال اخراج شد و تا زمانی که دوباره استخدام نشد، واقعاً مدیرعامل اپل نبود (که به معنای کم‌اهمیت کردن جابز نیست، زیرا جابز موفقیت‌هایی داشت. هر دو پیکسار و اپل، نشان می دهد که او ممکن است پس از همه این کار را انجام دهد). قبل از جابز و دل، توماس واتسون پدر بود که IBM را در عصری بسیار متفاوت اداره می کرد.

به نظر می رسد مایکل دل به عنوان یک سرگرمی غیرممکن را انجام می دهد، زیرا در وهله اول تصور می شد که خصوصی کردن دل غیرممکن بوده است. با این حال، یکی از چیزهایی که بارها و بارها به من گفته شده – به ویژه در مورد ادغام های بزرگ شرکت های دولتی – این است که شما اجازه ندارید از قبل برنامه ریزی زیادی انجام دهید. خوب، افرادی که این را گفتند پر از مزخرف بودند، زیرا تقریباً تمام برنامه ریزی برای این ادغام مدت ها پیش کامل شده بود.

چند هفته پیش با روری رید، مدیر عامل سابق AMD که برنامه‌ریزی را از طرف Dell انجام می‌داد، گپ زدم. هم او و هم همتای EMC او تا حد زیادی آن را تا آن زمان تکمیل کرده بودند. تنها مانع تایید نهایی بود که به تازگی داده شده است.

بنابراین، ما شاهد وقوع یک رویداد غیرممکن دیگر هستیم. خصوصی کردن EMC حتی سخت‌تر از خصوصی کردن Dell بود، بنابراین این واقعیت که پس از تمام شدن همه اینها اتفاق می‌افتد به این معنی است که مایکل دل سه دستاورد غیرممکن را در دستان خود خواهد داشت.

اجرای این ادغام تقریباً بی عیب و نقص بوده است، که نباید تعجب آور باشد، زیرا هر دو EMC و Dell از لحاظ تاریخی موفقیت غیرمعمولی با ادغام ها و ساختارهای غیر معمول شرکت داشته اند.

از بین این دو، عملکرد Dell بهتر بوده است – اما این شرکت خریدار است، بنابراین نقش رهبری با مجموعه مهارت پیش رفت. هیچ تعارضی بین مدیران عامل نیز وجود ندارد، زیرا توچی قرار بود بازنشسته شود و هرگز در جستجوی شغل برتر نبود. هیچ مشکلی در هیئت مدیره وجود ندارد، زیرا هر دو هیئت مدیره توانستند مزایای هر دو شرکت را ببینند. آنها حتی مشکلاتی که دل با کارل ایکان داشت، نداشتند، در غیر این صورت به عنوان “کسی که نباید نامش فاش شود.”

پایان: ادغام های بزرگ می توانند کارساز باشند

مانند بسیاری از چیزهای بسیار دشوار، تفاوت بین موفقیت و شکست ادغام به تجربه، برنامه ریزی و اجرا برمی گردد. دلیل شکست ادغام HP + Compaq این بود که تصور نادرست، برنامه ریزی وحشتناک و ضعیف اجرا شده بود. این شانس وجود داشت که با مارک هرد به نتیجه برسیم، اما او اخراج شد و با مدیران ارشد بی‌تجربه‌ای جایگزین شد.

دل و EMC وضعیت بهتری داشتند. مدیران عامل همکاری کردند و رقابت نکردند، تیم‌های برنامه‌ریزی با تجربه بودند و توسط دپارتمان‌های حقوقی متوقف نشدند، و Dell یک فرآیند ادغام چند دهه‌ای را به کار گرفت که همچنان بهترین در صنعت است. حدس می‌زنم این ثابت می‌کند که اگر ابزار و افراد مناسب در اختیار داشته باشید، حتی غیرممکن‌ها نیز ممکن است. اگر این کار را نکنید – خوب، نتیجه بسیار بد است. فقط از هر کارمند سابق HP بپرسید.

Rob Enderle's Product of the Week

محصولات جالب، محصولات خوب، محصولات عالی وجود دارد، و هر چند وقت یکبار یک محصول افسانه ای وجود دارد. کارت گرافیک Nvidia Titan X، مانند بوگاتی ویرون، افسانه ای است.

این کارت گرافیکی است که اگر بهترین ها را می خواهید و پول چیزی نیست، دریافت می کنید. قیمتی که بیشتر مردم برای کل کامپیوتر خود می پردازند بیشتر است. با این حال، اگر پول دارید، مانند ویرون، قدرت این کارت همه چیز دیگری را که در آنجا وجود دارد، منفجر می‌کند.

Nvidia Titan X Graphics Card

کارت گرافیک Nvidia Titan X

من بازی‌ها را انجام می‌دهم و آنها را روی نمایشگرهای بزرگ بازی می‌کنم. مورد علاقه فعلی من هیولای عظیم 42 اینچی دل است، اما با وجود اینکه یک مانیتور گیمینگ واقعی نیست، راندن آن با رزولوشن کامل واقعاً هر کارت گرافیک رده بالایی را تحت فشار قرار می دهد. اگرچه این در مورد Titan X صدق نمی کند. مانند هالک، فقط به صورت دیجیتالی روی هر دو دست تف می‌دهد و باعث می‌شود این مانیتور جیغ بزند، و من را وادار می‌کند که ای کاش دل یا کسی یک مانیتور 42 اینچی با مشخصات بازی بیاورند تا واقعاً این کارت را به چالش بکشند.

آیا به Titan X نیاز دارم؟ نه. صادقانه بگویم، مانند بوگاتی، بسیار فراتر از مجموعه مهارت های ناچیز من عمل می کند. من به آن علاقه دارم، هر چند – اوه خدا، بله – و برخلاف آن بوگاتی، در واقع می توانم آن را بپردازم. تنها چیزی که من آرزو می کنم این است که هر دو AMD و Nvidia با مشخصات بلوک آب کنار هم قرار گیرند تا آب دادن به کارت های تاپ خنک از هر یک از فروشنده ها آنقدر سخت نباشد.

با این وجود، از آنجایی که این کارت شگفت‌انگیز است، به دلیل دستیابی به آن (به سختی) و به دلیل اینکه گاهی اوقات شما فقط بهترین‌ها را می‌خواهید، Nvidia Titan X محصول هفته من است.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *