آیا اینترنت دونالد ترامپ – و شما – را به یک احمق تبدیل می کند؟

آیا اینترنت دونالد ترامپ – و شما – را به یک احمق تبدیل می کند؟

آیا اینترنت دونالد ترامپ – و شما – را به یک احمق تبدیل می کند؟

پرزیدنت اوباما در زمان راه اندازی کمپین انتخاباتی خود به عنوان اولین نامزد فنی ریاست جمهوری در نظر گرفته می شد و در قسمت باسن با Google مرتبط است برای بخش بزرگی از هر دو اصطلاح، اگرچه در حال حاضر به نظر نمی‌رسد که خیلی نزدیک به هم باشند.

با این حال، درخششی که تیم‌های او با استفاده از تجزیه و تحلیل نشان دادند در طول هر دو کمپین به نظر نمی رسید هرگز به اداره کشور ادامه یابد، که ناامیدکننده بود. بیشتر دولت ایالات متحده هنوز سیستم هایی دارد که هدف آنها دهه ها قدیمی. برخی مانند اداره جانبازان آنقدر بد هستند که مایه شرمساری ملی هستند.

به نظر می‌رسد هیلاری کلینتون کمتر از اوباما اهل فن است و با توجه به مشکلات ایمیلی و خطر فزاینده تروریسم سایبری، که نویدبخش خوبی برای کشور نیست.

متأسفانه، ما دونالد ترامپ را به عنوان یک گزینه جایگزین داریم. به نظر می رسد او از توییتر زندگی می کند، که به نظر می رسد منجر به رفتار تقریباً جنون آمیز، با کلمه “نزدیک” احتمالاً دست کم گرفته شده است.

طعنه آمیز این است که واقعاً به نظر می رسد که این دو از یک جهت با هم تطابق ایده آلی دارند. هر کدام به احتمال زیاد نشان دهنده تنها نامزدی که دیگری می تواند شکست دهد. با این حال، در حال حاضر، به نظر می رسد که ترامپ نه تنها بازنده خواهد شد بلکه در این فرآیند، برند شخصی گران قیمت خود را نابود خواهد کرد. (املاک او در حال حاضر در حال افزایش است ضربه.) این خیلی خوب است.

وقتی بحث فناوری مطرح می‌شود که «افراد مرتبط باهوش‌تر از افراد غیرمرتبط هستند»، به نظر می‌رسد ترامپ یک نقطه مقابل شرم‌آور است. او به هم متصل است، اما ارتباط او باعث شده است که از نظر ذهنی دچار مشکل به نظر برسد. پس چرا مردی که بیش از هر نامزد دیگری در اینترنت وقت می گذراند، ناگهان اینقدر احمق ظاهر می شود؟

این هفته را در نظر می‌گیرم و با محصول هفته خود پایان می‌دهم: Xbox One S – پیشنهاد دیگری که مایکروسافت جدید را به نمایش می‌گذارد بهتر از نسخه قبلی است و در عین حال همان مشکلی را که در ترامپ می‌بینیم را نیز به نمایش می‌گذارد.

حماقت اینترنتی

یک لحظه خود ترامپ را کنار بگذارید، اگر اخیراً در فیس بوک یا توییتر بوده اید، تقریباً غیرممکن است که از نظرات احمقانه طرفداران کلینتون و ترامپ اجتناب کنید. به نظر می‌رسد هر دو گروه این دیدگاه را که نامزدهایشان آنقدر ناقص هستند نادیده می‌گیرند که برای اداره مک‌دونالدز استخدام نمی‌شوند، چه برسد به کشور.

کلینتون به رسوایی های زیادی مرتبط شده است، او و همسرش باید عکس های خود را در ویکی پدیا تحت عنوان “رسوایی” قرار دهند. ترامپ، از طرفی، به طور فزاینده ای به نظر می رسد که هیچ فیلتری بین آنچه در وب می بیند، اولین واکنش خود، و انگشتان و دهانش ندارد.

از نظر استراتژی، کلینتون و ترامپ باید دقیقا برعکس باشند. کلینتون باید اجازه دهد ترامپ صحبت کند و اردوگاه ترامپ باید بیشتر تلاش کند تا آن مرد را ببندد.

ترامپ به‌طور فزاینده‌ای ما را به یاد شخصیت مست عموی شنبه نایت لایو می‌اندازد. – یا حتی به احتمال زیاد، آن خویشاوند مسن‌تر که تقریباً در مورد همه چیز نظر دارد، که اکثر آنها دیدگاه‌ها و قوانین مدرن‌تر ما را در مورد آنچه مناسب یا حتی درست است، نقض می‌کنند.

آنهایی از ما که باهوش هستیم به این نتیجه رسیده ایم که بحث کردن با چنین افرادی اتلاف وقت است – و شاید کمی بیش از حد نگران باشیم که مشکل ژنتیکی باشد. (من نگران هستم که شبیه برخی از اقوام بزرگترم شوم.)

پس چگونه از تبدیل شدن به ترامپ یا عموی مست خودداری کنیم؟

سوگیری تایید

اگر شخصیت شروری در داستان زندگی من وجود داشته باشد – و، من انتظار دارم، بسیاری از شما – این یک مشکل جدی است که همه ما تا حدی داریم، به نام “سوگیری تایید.” با توجه به این نقص در تفکر، ما نظرات خود را شکل می دهیم و سپس هر چیزی را که آن عقاید را تایید می کند بدون چالش می پذیریم و هر چیزی را که مخالف آن ها باشد بیرون می اندازیم.

ما غالباً می‌توانیم این را در زندگی خود با زوج‌هایی ببینیم که شروع می‌کنند و فکر می‌کنند هم‌روحان یکدیگر هستند و سپس پس از طلاق، همسر سابق خود را به‌عنوان تخم شیطان قرار می‌دهند. هیچ یک از این دو نمایش به احتمال زیاد دقیق نیستند، اما وقتی آنها رابطه را می خواهند، فقط جنبه های مثبت را می بینند و منفی را نادیده می گیرند – و سپس، پس از جدایی، آنها فقط منفی را می بینند و مثبت را نادیده می گیرند.

اگر تا به حال فریب خورده اید که چیزی را بخرید که واقعاً نمی خواستید یا کلاهبرداری بود، احتمالاً اینگونه بازی کرده اید. فروشنده ابتدا شما را به این فکر انداخت که محصول را می خواهید و از آن به بعد فقط نکات مثبت را دیدید و نکات منفی را نادیده گرفتید. با این حال، وقتی متوجه شدید فریب خورده‌اید، ناگهان احساس کردید که یک احمق هستید، زیرا مشکلات بسیار واضح به نظر می‌رسیدند. ترفند این است که قبل از نوشتن چک به ذهنیت دوم برسید.

مثال ترامپ

در مورد دونالد ترامپ، شما افراطی را می بینید. به نوعی، بسیاری از مردم که در طول فرآیند مقدماتی می گویند که ترامپ نمی تواند برنده شود، در مقابل این واقعیت که ترامپ پیروز شده است، احساس قدرت مطلق را به آن مرد داده است. به عبارت دیگر، او نه تنها نمی‌تواند دیدگاه‌های خود را به چالش بکشد، بلکه معتقد است که نمی‌تواند اشتباه کند، و باعث می‌شود بیشتر اقدامات اصلاحی‌اش غیر صادقانه به نظر برسند – یا اخیراً وجود ندارند.

این یک سوگیری تأیید با تمام شکوه تاسف بار آن است. نتیجه این است که به نظر نمی‌رسد که او نمی‌تواند بپذیرد که مشکلی دارد، حتی اگر فقط در یک هفته گذشته، از داشتن شانس تقریباً یکنواخت برای برنده شدن به شانس حدود 20 درصد کاهش یافته است. او همچنین از مردی که هیچ غلطی نمی‌توانست بکند به کسی که نمی‌توانست درست انجام دهد تبدیل شد. به نظر می رسد او مواجهه با مداخله حزب خود – و در حال حاضر، کودتا در حزب جمهوری خواه محتمل است.

ترامپ در حال تغییر نیست، زیرا اگرچه این مشکلات برای ما آشکار است – و احتمالاً برای فرزندانش نیز – او از نظر ذهنی از دیدن آنها امتناع می کند. از قضا، احتمالاً این همان مشکلی است که باعث شد مردم از سرمایه گذاری در بسیاری از املاک شکست خورده ترامپ پشیمان شوند و همچنین احتمالاً دلیل شکست آنها در وهله اول است.

کلینتون هم این را دارد

اگر در مورد آن فکر کنید، هر دوی این نامزدها آنقدر ناقص هستند که احتمالاً می توانید یک کمپین موفق را فقط با اشاره به ایرادات آنها انجام دهید. روی کاغذ، کلینتون ناقص تر است، زیرا بیشترین رسوایی ها را پشت سر خود دارد. چیزی که این موضوع را طعنه آمیز می کند این است که ترامپ بیش از همه دروغ می گوید، به این معنی که از ضعف های واقعی کلینتون دوری می کند و در عوض از نقاط ضعف او حمایت می کند.

با این حال، کلینتون تقریباً همین کار را انجام می‌دهد – اغلب بر اظهارات ترامپ که خارج از چارچوب است تمرکز می‌کند تا بیانیه‌های لعنت‌آمیزتر در متن. (به نظر می رسد یک چیز مشترک دموکرات ها و جمهوری خواهان این است که کاش انتخاب دیگری داشتند.)

بسیاری از تحلیلگران به این نتیجه رسیده اند که انتخابات ایالات متحده بیشتر توسط رای دهندگانی که کمترین را دوست ندارند به جای کسی که واجد شرایط تر است، هدایت می شود، که روشی بد برای پر کردن است. هر شغلی، چه رسد به رهبر فرضی جهان آزاد. در حالی که دلایل متفاوت است، به طرز وحشتناکی محتمل است که هر دو نامزد برای شغل ریاست جمهوری ایالات متحده مناسب نباشند.

پایان: از ترامپ و کلینتون یاد می گیریم

من فکر می‌کنم این می‌تواند یک لحظه آموزش‌پذیر برای همه ما باشد – شاید آخرین لحظه ما اگر اوضاع واقعاً به سمت جنوب پیش برود. برخی از سخت‌ترین حرکت‌های من ناشی از تصمیم‌گیری قبل از تجزیه و تحلیل انتخاب‌ها، و سپس نادیده گرفتن هر چیزی بود که نشان می‌دهد تصمیمی که گرفته‌ام اشتباه بوده است.

اینترنت هم یک ابزار قدرتمند و هم یک عصا است. اگر قبل از تصمیم گیری به طور موثر استفاده شود، می تواند ما را از اشتباه نجات دهد. استفاده انتخابی با سوگیری تأیید، به سادگی می تواند اطمینان حاصل کند که اشتباهات زیادی را مرتکب می شویم – بسیاری از آنها به طور مکرر. برخی از آنها می توانند هم از نظر شخصی شرم آور و هم بسیار گران باشند.

فقط به ترامپ نگاه کنید. او روند انتخابات را نسبتاً خوب آغاز کرد و در حال حاضر در مسیر تبدیل شدن به یک جوک ملی — و مردم قرار نیست با او بخندند.

اینترنت به دشمن او تبدیل شده است، و او احتمالاً تا زمانی که مشکل را بفهمد و بتواند بر آن غلبه کند، باید از توییتر خارج شود. با این حال، او این کار را نخواهد کرد، زیرا سوگیری تاییدی او را از انجام این توصیه باز می دارد، و تنها راه واقعی او برای رئیس جمهور شدن اکنون این است که اردوگاه کلینتون واقعاً خراب شود – یا اگر اکتشافات غافلگیرکننده تری وجود داشته باشد که او را حتی کمتر جذاب کند یا او را در آب گرم قانونی قرار دهید.

جالب است بدانید که به نظر می‌رسد مسائل ترامپ ناشی از مبارزه او با حزبش است، در حالی که به نظر می‌رسد کلینتون از درون حزب او سرچشمه می‌گیرد – و این تنها بخشی از چیزی است که این را به عجیب‌ترین انتخابات ملی تبدیل می‌کند که تا به حال دیده‌ام.

می دانید، در حالی که استیو جابز در اوج بود، در این مورد او یکی از بهترین نمونه ها برای نزدیک شدن به یک تصمیم است. مشکل او این بود که اغلب چیزها را بیش از حد تحلیل می کرد. ظاهراً او یک بار برای مثال در مورد ماشین لباسشویی و خشک کن تصمیم گرفت.

با این حال، با توجه به این مثال و موفقیت او، من فکر می‌کنم قبل از انتخاب، تحلیل بیش از حد بهتر از انجام ندادن تحلیل است. بنابراین، برای همه ما، این می تواند نمونه ای از این باشد که چرا قبل از تصمیم گیری انجام برخی تحقیقات مهم است. در غیر این صورت می توانید – یا می مانید – عموی مست خانواده خود شوید.

Rob Enderle's Product of the Week

ایکس‌باکس و پلی‌استیشن برخی از بهترین و بدترین نمونه‌های سوگیری تأیید را نشان می‌دهند. زمانی که ایکس باکس وارد بازار شد، این اعتقاد برانگیخت که سونی می‌خواهد پلی‌استیشن را به رایانه شخصی تبدیل کند و مایکروسافت را از تجارت رایانه‌های خانگی بیرون بکشد – یا حداقل به عنوان پیشرو.

همانند WMD عراق، تهدید پلی استیشن هرگز ظاهر نشد، و دلیل اصلی وجود Xbox دروغ بود. کاری که ایکس‌باکس انجام داد این بود که بازی‌ها را از رایانه‌های شخصی دور کرد، و دلیل عمده‌ای که در حال حاضر بازار رایانه‌های شخصی ضعیف است، به دلیل تصمیم نادرست برای ایجاد یک سیستم بازی متمرکز به عنوان رقابت است.

پلی استیشن تقریباً با تصمیمی برای اجبار بازار به استاندارد Blu-ray و دور شدن از استاندارد صنعتی HD-DVD کشته شد. سونی برنده شد، اما این یک پیروزی بزرگ بود، زیرا هزینه‌های زیادی برای پلی‌استیشن 3 و سونی به طور کلی بالا بود. تقریباً شرکت را زیر پا گذاشت و پلی استیشن را از یک دارایی بزرگ به یک بدهی بزرگ تبدیل کرد.

سونی با استفاده از گزینه VR که به طور موثر هزینه پلی استیشن را دو برابر می کند، واقعیت مجازی را پذیرفته است. مایکروسافت راه حل مبتنی بر ارزش بیشتری را در Xbox One S، که قابلیت 4K را به پلتفرم موجود خود اضافه می کند.

Xbox One S

Xbox One S

نتیجه سیستمی است که قیمت آن تقریباً به اندازه یکی از پخش‌کننده‌های کمیاب Ultra HD 4K Blu-ray است و این قابلیت را دارد در حالی که هنوز همه بازی‌های قدیمی Xbox One و 360 را اجرا می‌کند. همچنین به مراتب بهتر با تجربه رایانه شخصی ادغام می شود و شما به طور فزاینده ای قادر خواهید بود بین بازی های رایانه شخصی و ایکس باکس حرکت کنید و در عین حال حالت را حفظ کنید – یعنی می توانید از یک دستگاه خارج شده و از همان مکان روی دستگاه دیگر حرکت کنید.

Xbox One S همچنین از دوربین کینکت عقب نشینی می کند (در صورت تمایل می توانید یکی را اضافه کنید) که مورد توجه قرار نگرفته است، در حالی که بر نیازی که ما به طور فزاینده ای برای محتوا با تلویزیون های 4K داریم تمرکز می کنیم. خرید کرده است

به طور خلاصه، چرا فکر می‌کنم این تصمیم بهتری است و از موضوع سوگیری تأیید من پشتیبانی می‌کند، این است که Xbox اصلی مبتنی بر یک تهدید نادرست است، در حالی که Xbox S 360 فعلی بر اساس یک نیاز بسیار واقعی است. این محصول فقط به این دلیل که ارزش مناسبی دارد، محصول هفته من خواهد بود، اما این هفته سابقه آن از موضوع سوگیری تأیید من نیز پشتیبانی می کند، بنابراین من یک دوفرد دریافت کردم.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *