رفع مشکل اپل

رفع مشکل اپل

رفع مشکل اپل

اپل هفته گذشته گزارش درآمد، و به استثنای یک نمایش قوی از iPad Pro، معیارهای مالی کلیدی همه پایین بود – و برای سه ماهه سوم متوالی. پس مشکل اپل چیست؟

شرکت تا سال گذشته به طرز نگران کننده ای رشد می کرد، اما رشد ناگهانی گریزان شد. در حال از بین رفتن نیست، اما همچنین دیگر پادشاه عملکرد نیست. من برخی از افکار خود را در مورد اتفاقی که برای اپل رخ داده و نحوه رفع آن به اشتراک خواهم گذاشت – اگر بتوان آن را برطرف کرد.

من با یک لپ‌تاپ شگفت‌انگیز دیگر – Lenovo X1 Yoga با صفحه‌نمایش OLED – به‌عنوان محصول هفته خود را می‌بندم.

چه چیزی باعث شد اپل در مشاغل متفاوت باشد؟

تغییرات اپل واقعاً به تفاوت منحصر به فرد در استیو جابز منتهی می شود که امروزه در مقایسه با اکثر مدیران اجرایی دیگر برجسته است. جابز ذاتاً می‌دانست که حقیقت واقعاً مهم نیست – این تصور حاکم است. او همچنین می‌دانست که اگر مهارت‌های تک تیراندازی دیوانه‌وار داشته باشید، راندن مردم به سمت محصولات بسیار ارزان‌تر از شلیک گلوله است.

منظور من این است که تقریباً هر یک از رقبای اپل استراتژی ایجاد خطوط گسترده ای از محصولات را اجرا می کند که بازار را در بر می گیرد و نیازهای متنوع فرضی خریداران را برآورده می کند. اپل، تحت مدیریت جابز، محصولات بسیار کمتری تولید کرد، اما بسیار بیشتر در تلاش‌های تولید تقاضا – تبلیغات – هزینه کرد تا خریداران را متقاعد کند که آنچه اپل فروخته ایده‌آل است.

این باعث شد اپل نه تنها سود بهتری کسب کند، بلکه رضایت مشتری بیشتری را نیز به همراه داشته باشد، زیرا احتمال بسیار کمتری وجود داشت که کسی اشتباه را انتخاب کند، و رفع مشکلات بسیار آسان‌تر بود.

Market Maker

نتیجه نهایی این بود که اپل تحت مدیریت جابز یک بازارساز بود. زمانی که با آی‌پاد عرضه شد، بازاری را که متعلق به Sony Walkman بود، بازسازی کرد و مردم به‌طور ناکارآمد سعی کردند آن را کپی کنند.

سپس، با آیفون، اپل بازار را به‌عنوان متمرکز بر مصرف‌کننده و گوشی‌های هوشمند بازتعریف کرد، در حالی که گوشی‌های هوشمند قبلاً عمدتاً بر تجارت متمرکز بودند.

آی‌پد بخشی را انتخاب کرد که چیزی جز هیجان‌انگیز بود و برای مدت کوتاهی آن را به یک بازار پر جنب و جوش تبدیل کرد.

با iPod، گوگل وجود نداشت و اپل تا حد زیادی در این فضا بدون چالش باقی ماند تا اینکه بازار را به سمت آیفون تغییر داد. با آیفون رقابت با گوگل آغاز شد – و گوگل محصولات کم‌هزینه‌تری ایجاد کرد و هزینه زیادی برای تولید تقاضا نکرد، بنابراین تا حد زیادی تلاش‌های اپل را خنثی کرد.

این فشار نزولی بر حاشیه ها وارد کرد، و زمانی که استیو جابز رفت، تیم کوک بازاریابی را کاهش داد (و بسیاری از مهارت های بازاریابی را از دست داد). بدون بازارساز دیگری، هر بخش که اپل در آن قرار داشت شروع به کاهش یا سقوط کرد.

اپل تا حد زیادی بازار پخش کننده های MP3، گوشی های هوشمند و تبلت ها را در اختیار داشت. وقتی کاهش یافت، همه چیز کاهش یافت – از جمله فروش محصولات رقیب.

شکست در درک بازاریابی

مشاهده مسیر اپل برای من هم جذاب و هم ناامیدکننده است، زیرا به نظر من ارتباط بین تلاش‌های تولید تقاضا و فروش بسیار واضح است. زمانی که سامسونگ هزینه های هنگفتی را برای گوشی های خود خرج کرد، با نرخ هشدار دهنده ای از اپل سهم گرفت. هنگامی که مایکروسافت به طور انبوه برای محصولات سرفیس خود هزینه کرد، ناگهان شروع به رهبری بخش محصولات 2 در 1 کرد و سرفیس به محصول جدیدی تبدیل شد که می‌توانست داشته باشد و خودنمایی کند.

با این حال، زمانی که کل بازارها – مانند بازار تبلت های iPad – سقوط می کنند زیرا هیچ کس دیگر تولید تقاضا را انجام نمی دهد، به نظر می رسد نتیجه این باشد که “هیچ کس تبلت نمی خواهد” به جای اینکه “شما باید تولید تقاضای بیشتری برای فروش داشته باشید. بالا.”

Apple Watch

اپل واچ نشان می دهد که چرا اپل جدید نمی تواند مانند قبلی عمل کند. آی پاد را به یاد بیاورید که در ابتدا اپل را در صدر قرار داد. ساده بود، نامی نمادین داشت، با رایانه های شخصی غیر اپل کار می کرد (در نهایت) و متمرکز بود.

اپل واچ بدون شک بهترین ساعت هوشمند همه منظوره در بازار است. با این حال، آنقدر پیچیده است که یادگیری آن دلهره آور است، نام نمادینی ندارد، فقط با آیفون کار می کند و متمرکز نیست.

آیفون

اپل در حال حاضر با آیفون زندگی می کند یا می میرد، زیرا بر درآمد و سود آن تسلط دارد. این عدم تنوع در بازاری که کنترل محدودی روی آن دارد، به دلیل مقررات سنگین و تسلط شرکت‌های مخابراتی، به طور قابل‌توجهی توانایی اپل را برای تضمین رشد در این بخش مختل می‌کند.

در نتیجه، اخیراً بیشتر بر کاهش هزینه‌ها متمرکز شده است تا توسعه محصول. در برخی مواقع، ممکن است برای خریداران این محصول ممتاز کاهش بیش از حدی ایجاد شود و آن‌ها می‌توانند عرضه را به تعداد زیادی که می‌تواند اپل را به پالم بعدی تبدیل کند، کنار بگذارند.

تعداد زیادی به آیفون 7 امسال بستگی دارد. اگر خریداران این حس را داشته باشند که به دلیل کاهش بیش از حد اپل از آن، قیمت آن بی ارزش است، شرکت دچار بحران خواهد شد.

اگر آیفون 7 بیش از حد عمیق بریده شود، سامسونگ و دیگران به آن اشاره خواهند کرد.

اپل دیگر اپل نیست

به هر حال، تغییرات اپل به این معنی نیست که تیم کوک شکست خورده است. یکی از مسیرهای موفقیت برای یک مدیر عامل جدید تغییر یک شرکت به منظور اداره موثر آن است. این کاری است که کوک – یک مرد عملیاتی، نه یک مرد بازاریابی – ظاهراً انجام داده است. اپل آن هیجان یا عملکرد فوق العاده ای را که در زمان جابز داشت، ندارد، اما اجازه دهید واضح بگوییم – نه هیچ شرکت دیگری. با کوک، اپل اجرای نسبتاً محکمی دارد.

مشکل در حال حاضر این است که اپل هنوز در اواسط تبدیل است. این وسعت محصول یک شرکت فناوری معمولی را ندارد – با این حال به طور فزاینده ای هزینه ها و بازاریابی را کاهش می دهد. برای خروج، کوک یا باید انتقال از اپل جابز به اپل کوک را تکمیل کند و محصولات بسیار بیشتری را در یک منطقه وسیع‌تر ارائه کند (ماشین اپل می‌تواند نمونه‌ای باشد) یا فردی را پیدا کند که بتواند یک بار دیگر هیجان کافی در اپل ایجاد کند. محصولاتی که کاربران را منحصرا به سمت آنها سوق دهند.

یک راه حل ممکن دیگر کاهش توانایی آلفابت (گوگل) برای کاهش قیمت اپل است — اما به استثنای برخی تلاش های اتحادیه اروپا، اخیراً پیشرفت زیادی در این راستا صورت نگرفته است.

در حال تکمیل

اپل هنوز از نظر درآمد ناخالص و خالص بهتر از اکثریت قریب به اتفاق شرکت‌های جهان عمل می‌کند. با این حال، روند در جهت اشتباه است، عمدتاً به این دلیل که اپل به طور کامل به مدلی تبدیل نشده است که بیشتر با مجموعه مهارت تیم کوک مطابقت داشته باشد: محصولات بیشتر، بازاریابی کمتر.

اپل در طول زمان بیشتر و بیشتر شبیه سایر شرکت‌های مصرف‌کننده می‌شود – به عنوان مثال، سونی و سامسونگ – و هیئت منصفه هنوز در مورد اینکه آیا این امر بقا و موفقیت بلندمدت اپل را تضمین می‌کند یا خیر، نمی‌شود.

ما امسال شاهد شرکت‌های تجدیدنظر شده زیادی هستیم و اپل تنها یکی از آنهاست – اما این شرکتی است که باید با مرگ و میر بنیانگذار بازاریابی خود مقابله کند.

Rob Enderle's Product of the Week

اگر می‌گفتم برای باز کردن بسته‌بندی لپ تاپ Lenovo X1 Yoga OLED هفته گذشته دریافت کردم، دروغ می گویم. بیشتر این سال منتظرش بودم.

این اولین لپ‌تاپی است که من با صفحه‌نمایش OLED داشتم، به این معنی که رنگ‌ها به سمت شما می‌پرند – تصاویر و فیلم‌هایی که آنقدر رنگارنگ هستند که باعث می‌شوند دیگر صفحه‌های نمایش در مقایسه کسل‌کننده به نظر برسند.

Lenovo's ThinkPad X1 Yoga 2-in-1

ThinkPad X1 Yoga2-in-1 Lenovo

این یکی دیگر از پیکربندی‌های «اگر پول نبود شی» است، زیرا پیکربندی شرکتی که برای من فرستاده است به طور کامل با یک Intel I7، 16 گیگابایت حافظه و یک درایو SSD 500 گیگابایتی بارگذاری شده است.

همانند تمام لپ‌تاپ‌های این کلاس، این لپ‌تاپ بسیار نازک است. وقتی با این نوع قدرت نازک می شوید، معمولاً باید با صدای فن و کاهش پورت ها زندگی کنید. در حالی که X1 صدای فن کمی دارد، از برخورد آن پورت جلوگیری می کند. دارای مجموعه مناسبی از پورت ها، از جمله سه پورت USB 3.0، یک پورت HDMI، یک درگاه OneLink+ (برای داک کامل)، یک اسلات کارت SD و یک پورت نمایش کوچک.

این تبلت دارای قابلیت تبدیل سنتی تبلت با صفحه نمایش تاشو یوگا است، به این معنی که می توانید از آن به عنوان تبلت استفاده کنید اما احتمالاً این کار را نخواهید کرد. با این حال، برای فیلم های داخل هواپیما یا ارائه از صفحه نمایش OLED عالی است.

عمر باتری تا 9 ساعت گزارش شده است، بنابراین شما باید حداقل 5-6 ساعت داشته باشید، اما این صفحه نمایش OLED است که واقعاً این پیکربندی را درخشان می کند. [*اصلاح – 2 اوت 2016]

نمایشگرهای OLED را می توان در برخی از تلفن های هوشمند رده بالا یافت، اما در حال حاضر در لپ تاپ ها بسیار نادر هستند. این یکی خیره کننده است، و هیچ راهی برای نشان دادن اینکه چقدر خوب به نظر می رسد در هر چیزی که صفحه نمایش OLED ندارد وجود ندارد.

داشتن عملکرد مناسب و نمایشگر غیرفعال ارزان نیست – اگر بتوانید این پیکربندی را دریافت کنید، احتمالاً نزدیک به 3 هزار دلار صحبت می کنید (پنل های OLED بسیار سخت هستند).

این یکی از خوانندگان اثر انگشت لمسی جدید را نیز دارد (مشابه تجربه آیفون) که ورود به سیستم با Windows Hello را آسان می کند.

Lenovo X1 Yoga قوی‌ترین محصول ویترین فناوری مبتنی بر تجارت غیربازی را در حال حاضر در بازار نشان می‌دهد، و هم محصولی چشمگیر و هم محصول هفته من است.

*یادداشت سردبیر شبکه خبری ECT – 2 اوت 2016: در نسخه اصلی منتشر شده ما از این ستون، اندرل گفت که عمر باتری تا 11 ساعت گزارش شده است، بنابراین شما باید حداقل 8 را دریافت کنید. با این حال، ظاهرا لنوو در بیان مشخصات واحد بررسی اشتباه کرده است. Enderle گفت که نسخه OLED تنها 9 ساعت عمر باتری را ارائه می دهد، نه 11 ساعت.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *