ماجراجویی عالی اندروید استیو بالمر

ماجراجویی عالی اندروید استیو بالمر

ماجراجویی عالی اندروید استیو بالمر

استیو بالمر هفته گذشته یک مطلب جالب ارائه کرد برنامه برای کشتن اندروید – یا حداقل رقابت با آن. آنچه طعنه آمیز است این است که دوره تصدی بالمر در مایکروسافت با ایده های خوب کم نبود – اجرای آن کوتاه بود. در مقابل، ساتیا نادلا در اجرا قدرت خود را نشان داده است اما (تاکنون) چیزی که نشان دهنده خطراتی باشد که بالمر مایل به انجام آن بوده است، به دست نیاورده است.

این به نوعی باعث می‌شود که فکر کنم اگر این دو مرد برای آینده مایکروسافت شریک شوند چه اتفاقی می‌افتد، و همچنین به من یادآوری می‌کند که چرا عموماً ایده بدی است که مدیران عامل سابق در مورد آنچه شرکت قدیمی آنها باید انجام دهد اظهار نظر کنند.

من نظراتی را در مورد آن به اشتراک می‌گذارم و سپس با محصول هفته خود پایان می‌دهم: محصولی شبیه به سرفیس مایکروسافت از Lenovo که یکی از جذاب‌ترین رایانه‌های شخصی است که تا کنون ساخته شده است.

Zune: آنچه ممکن است بوده باشد

دو تلاش نمونه ای از تضاد بین تحمل ریسک و ضعف در اجرا توسط استیو بالمر است: Zune و تلاش برای خرید یاهو. اگرچه دومی ناموفق بود، اما منجر به یکی از بزرگترین افت ارزش در تاریخ مایکروسافت شد. با این حال، Zune – تلاش مایکروسافت برای حذف iPod – ایده خوبی بود. این اعدام بود که به وضوح چیزهای زیادی را به دنبال داشت. ببینید، من از ابتدا با Zune درگیر بودم و تیم مایکروسافت به درستی تحلیل کردند که آی پاد در کجا ضعیف است.

فناوری اپل از موسیقی اشتراکی پشتیبانی نمی‌کند. از ویدئو نیز پشتیبانی نمی کرد. سخت‌افزار در عین جذابیت، شکننده بود – به‌ویژه برای دستگاهی که مردم برای رویدادهای بیرونی مانند دویدن و دوچرخه‌سواری از آن استفاده می‌کردند. در نهایت، یکی از مشکلات بزرگ صنعت، اشتراک‌گذاری غیرقانونی موسیقی توسط کاربران حتی در آی‌پاد بود.

بنابراین، مشخصات این بود که محصولی ایجاد کنیم که از موسیقی و ویدیوی اشتراکی پشتیبانی می‌کند و آن را در سخت‌افزاری قرار می‌دهد که تقریباً نابود نشدنی است. اشتراک به طور قانونی از اشتراک‌گذاری موسیقی پشتیبانی می‌کند، و این طرح حتی شامل امکان انتقال لیست‌های پخش iPod به Zune نیز می‌شود.

Zune همه این قابلیت‌ها را داشت، اما مایکروسافت یک سرویس ویدیویی راه‌اندازی نکرد. علاوه بر این، تلاش برای مهاجرت به لیست پخش iPod (از ترس اینکه اپل از آنها شکایت کند) را از بین برد. تصمیم گرفت اشتراک گذاری موسیقی را به گونه ای به بازار عرضه کند که فقط بین افرادی که مالک Zunes هستند کار کند. در نهایت، Zune اولیه بسیار زشت بود.

سپس مایکروسافت تمام مشکلات را برطرف کرد – اما بودجه بازاریابی محصول را از بین برد. اوه، و استیو جابز استدلال می کرد که موسیقی اشتراک احمقانه است و صدای او غالب بود – یعنی تا زمانی که اپل در نهایت از آن با استریم پشتیبانی کرد.

بنابراین، ایده Zune واقعاً شایستگی داشت، اما اجرای مایکروسافت تضمین کرد که ناموفق بود. به جای اینکه بزرگترین موفقیت استیو بالمر باشد، احتمالاً بزرگترین شکست او بوده است.

برنامه‌ها را از Android بگیرید

ایده فعلی بالمر پشتیبانی از برنامه‌های اندروید در ویندوز است – یا اساساً، دزدیدن اکوسیستم اندروید. برای کسانی که واقعاً ریشه های اندروید را درک می کنند، این یک چشم انداز بسیار طعنه آمیز است. (حتی استیو جابز احتمالاً این ایده را تحسین می کند، تا زمانی که مایکروسافت این کار را انجام می دهد و نه اپل).

در حالی که در مورد اپل اینطور نبود، Google با پتنت های مایکروسافت در ایجاد اندروید بسیار ضعیف بود. این بدان معناست که مایکروسافت احتمالاً می‌تواند مؤلفه‌های اصلی پلتفرم را به صورت قانونی کپی کند و مانع از اقدام موفقیت آمیز Google علیه آن شود.

در واقع، ممکن است فقط بتوان اندروید را کپی کرد و آن را تغییر نام داد. اگر ویندوز فون ها به طور ناگهانی می توانستند اکثر برنامه های اندروید را اجرا کنند، نتیجه به طور بالقوه می تواند امن تر از اندروید باشد، در حالی که به همان اندازه سازگار است. ادغام تجربه رایانه شخصی و تلفن ویندوز بهتر از اندروید است که یک مزیت است.

با این حال، این تاکتیک همان خطرات زیادی را به همراه خواهد داشت که با اجرای OS/2 در برابر Windows آشکار بود.

داستان OS/2

OS/2، در ابتدا توسط IBM و Microsoft توسعه داده شد، از برنامه های ویندوز پشتیبانی می کرد و قرار بود دنباله روی ویندوز باشد. با این حال، مایکروسافت و آی‌بی‌ام از هم جدا شدند، و حتی با وجود اینکه IBM حتی OS/2 را به صورت رایگان در اختیار کاربران قرار داد – زمانی که در جعبه‌های غلات قرار گرفت – کاربران ویندوز را ترجیح دادند و OS/2 در بازار از بین رفت.

پلتفرم OS/2 تعدادی مشکلات حیاتی داشت. توسط IBM فروخته شد و دیگر سازندگان رایانه شخصی به این شرکت اعتماد نداشتند. آی‌بی‌ام در حال بهبود بود و بسیار ضعیف‌تر از آنچه لازم بود بود. همچنین، الزامات عملکرد OS/2 در آن زمان بسیار جلوتر از سخت افزار بود، بنابراین با وجود اینکه بسیار قوی تر از ویندوز بود، بسیار کندتر بود. در نهایت، زمانی که ویندوز از برنامه های 16 بیتی به 32 بیتی منتقل شد، OS/2 این کار را نکرد. پشتیبانی از برنامه را که مایکروسافت در اختیار داشت از دست داد و محصول از بین رفت.

طرح بالمر چگونه می‌تواند کار کند

با استفاده از درس‌های Zune و OS/2، در اینجا لیستی از نقاط عطف مورد نیاز برای موفقیت برنامه بالمر آمده است:

  • انتقال تقریباً یکپارچه برنامه های Android به ویندوز؛
  • توسعه مجموعه‌ای از ابزارهای Android که در عین حال بهتر از Google هستند اما توسط مایکروسافت کنترل می‌شوند؛
  • مشتری نسبت به مشتریان معمولی Android تمایل بیشتری به پرداخت برای برنامه ها دارد. و
  • تمایل به انجام هر کاری که ممکن است برای سلب کنترل اکوسیستم برنامه Android از Google لازم باشد، به طوری که مایکروسافت – نه Google – در نهایت آن را کنترل کند.

مثال خوبی از نحوه عملکرد یک استراتژی مشابه وجود دارد. زمانی که مایکروسافت آفیس علیه لوتوس 1-2-3 حرکت کرد، اساساً این همان کاری بود که مایکروسافت انجام داد. اسکریپت های لوتوس را دست نخورده گرفت، راه حل بهتری ایجاد کرد و لوتوس را از بازار خارج کرد. نتیجه نهایی این بود که محصول زمانی غالب لوتوس شکست خورد و مایکروسافت آفیس هنوز هم مسلط است.

با این حال، این مایکروسافت بسیار جوان‌تر بود – مایکروسافتی که مایل بود ریسک‌های بزرگی بپذیرد – و رهبران آن در استراتژی مرتبط، که «توسعه، گسترش، خاموش کردن» نام داشت، خبره بودند.

پایان: مایکروسافت جدید قدیمی

اکنون من شک دارم که مایکروسافت این کار را انجام دهد، اما فکر می کنم در دهه 1980 این کار را انجام می داد. البته در آن زمان شرکتی بسیار متفاوت و ریسک پذیرتر از الان بود. همانطور که Zune نشان داد، انجام چنین کاری می تواند فاجعه آمیز باشد – بسیار شبیه به IBM و OS/2.

با این وجود، گوگل حتی نسبت به لوتوس در برابر چنین حمله‌ای آسیب‌پذیرتر است و مایکروسافت استراتژی (در آغوش گرفتن، گسترش، خاموش کردن) را ایجاد کرد که گوگل در وهله اول هنگام قرار دادن اندروید در برابر iOS آن را تا حدی اجرا کرد.

برای مایکروسافت حذف گوگل با همان استراتژی فوق العاده شاعرانه خواهد بود – یکی برای کتاب های تاریخ. فکر می‌کنم جالب است که یک بیل گیتس و استیو بالمر جوان این کار را در یک دقیقه نیویورک انجام می‌دادند، اما مایکروسافت فعلی این استراتژی را با قطب 10 فوتی شخص دیگری لمس نمی‌کرد. اما مزخرفات مقدس، اگر این کار را می کرد چه؟

Rob Enderle's Product of the Week

یکی از محصولات مورد علاقه من امسال سرفیس پرو 4 است. مایکروسافت برای ایجاد یک پیشنهاد واقعاً چشمگیر تلاش زیادی کرد. خوب، لنوو جایگزینی را ارائه کرده است که ممکن است کمتر کسی آن را ببیند، اما بسیاری از کسانی که این کار را انجام می دهند ممکن است آن را بهتر بپسندند.

Lenovo MIIX 700 به اندازه هر چیز دیگری یک بیانیه طراحی است. این بیشتر به دلیل پایه پایه است که بر اساس مشتقاتی از لولای بند ساعت لنوو ساخته شده است. آن را قوی‌تر می‌کند، و واقعاً جالب به نظر می‌رسد.

Lenovo MIIX 700

Lenovo MIIX 700

محصولات این کلاس به همان اندازه که در مورد آنچه در داخل پیشنهاد وجود دارد بیانیه شخصی هستند، و من از طرفداران انحصاری بودن هستم. به عبارت دیگر، من شخصاً دوست دارم محصولی داشته باشم که از بسته بندی متمایز باشد.

این یکی از دلایلی است که شما هرگز مرا با محصول اپل نخواهید دید. اگرچه زمانی به نظر می رسید که این برند کسانی را هدف قرار می دهد که متفاوت فکر می کردند، اما اکنون آنقدر رایج و عمومی است – و کاربران آنقدر مذهبی – که بیشتر شبیه یک فرقه از افراد غلاف است.

Lenovo MIIX 700 به همان اندازه که در مورد داشتن یک تبلت/لپ‌تاپ قابل تبدیل به یک اثر هنری دسکتاپ می‌پردازد. این در مورد بیان این است که مهم است با چه چیزی دیده می شوید و به همان اندازه که برای عملکرد ارزش قائل هستید به ظاهر نیز اهمیت می دهید.

از پشت، MIIX 700 با خطوط تیز و لولای نوآورانه اش شگفت انگیز است. حتی دارای جدیدترین دوربین Intel 3D Real Sense است.

هر چند وقت یک‌بار، یک شرکت محصولی ایجاد می‌کند که به شما امکان می‌دهد عقب بایستید و متوجه شوید که واقعاً فوق‌العاده است. فورد GT جدید چنین است، جگوار F-Type مانند آن، و Lenovo MIIX 700 چنین است — بنابراین محصول هفته من است.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *