آکادمی هولولنز: چگونه یک جادوگر تازه کار شدم

آکادمی هولولنز: چگونه یک جادوگر تازه کار شدم

آکادمی هولولنز: چگونه یک جادوگر تازه کار شدم

در کنفرانس هفته گذشته مایکروسافت بیلد، در آکادمی هولولنز شرکت کردم – تلاشی طوفانی برای تبدیل من به یک برنامه نویس استاد که قادر به خلق چیزهایی از هوای ضعیف است. شکست خورد. ظاهراً بیش از یک ساعت طول می‌کشد تا به کسی که دهه‌هاست کدنویسی نکرده است، برنامه‌نویس استاد را آموزش دهیم.

با این حال، در پایان کلاس، من با خوشحالی گلوله های آتشین را به سر جادوگرانم و آشنایان دیجیتالی آنها پرتاب می کردم. این من را در مسیری مانند هاگوارتز به سمت این ایده سوق داد که با هولولنز، انجام کارهای تقریباً مشابه آنچه هری پاتر در فیلم‌ها انجام می‌داد چندان دشوار نخواهد بود.

توضیح می‌دهم، و سپس با ماشین جدیدی که به تازگی سفارش داده‌ام، می‌بندم، که تقریباً به همان اندازه جادویی است – یک SUV که همچنین یک ماشین اسپرت لعنتی خوب است، مرسدس بنز AMG GLA45.

هولولن های مایکروسافت

مایکروسافت هفته گذشته ارسال هولولنز را برای توسعه دهندگان آغاز کرد و من اکنون چندین ساعت را صرف بازی با محصول در مراحل مختلف کرده ام. این با واقعیت مجازی بسیار متفاوت است، زیرا آنچه را که در اطراف شما واقعی است با آنچه ارائه می شود ترکیب می کند.

با VR، شما در حال حاضر دو نوع راه‌حل را انتخاب می‌کنید: راه‌حل بدون اتصال، که از تلفن هوشمند در یک حامل سر نصب شده استفاده می‌کند و به شما امکان می‌دهد در اطراف حرکت کنید، اما عملکرد بالایی ندارد. و راه حل Oculus Rift، که به یک رایانه شخصی رده بالا متصل است و بسیار واقعی تر است، اما بسیار خطرناک است، زیرا احتمال بیشتری وجود دارد که به سیم متصل شوید یا به آن رایانه شخصی رده بالا آسیب بزنید.

هر دوی اینها با چیزهای اطراف شما مشکل دارند، زیرا هیچکدام آنچه را که در اطراف شما است ادغام نمی کند، در نتیجه داستان های زیادی از افراد که سربرگ روی مبلمان می گیرند (که اغلب از رویارویی باقی نمی ماند) می شود. من شروع به تعجب کردم که آیا یک نیاز VR یک اتاق خالی است یا خیر.

هولولنز هم بدون اتصال است و هم آنچه در اطراف شماست را در نظر می گیرد. اگر دو نفر از هدست استفاده کنند، ممکن است به نظر برسد که روبروی هم روی یک میز نشسته اند، حتی اگر از نظر فیزیکی هزاران مایل از هم فاصله داشته باشند.

این منجر به مفهوم هولوپورتاسیون شد که هفته گذشته نیز به نمایش گذاشته شد و این ایده که در یک لحظه می‌توانید تقریباً به هر نقطه از جهان نقل مکان کنید و در واقع احساس کنید که آنجا هستید. این همچنین نشان می‌دهد که شما می‌توانید به‌طور مؤثری نمونه‌های سه بعدی کامل از افراد یا حیوانات خانگی را ثبت کنید و این تصور را ایجاد کنید که آنها هنوز در کنار شما هستند – به خصوص اگر از نوعی هوش مصنوعی پیشرفته استفاده می‌کنید – مدت‌ها پس از پایان آنها.

دنیای جادوگری

اکنون که ابزارهای اطراف هولولن در حال بهبود هستند، این امکان برای افراد بیشتری فراهم شده است که با این پیشنهاد تعامل برقرار کنند. این هدف آکادمی هولولنز بود. زمانی که می‌توانم آیتم‌های مجازی را ایجاد کنم، متحرک کنم و به اشتراک بگذارم که دیگران بتوانند آن‌ها را ببینند و با آن‌ها تعامل داشته باشند، نتیجه عملاً شبیه جادو شد.

ژست‌ها یا دستورات جادویی می‌توانند اشیایی را که ایجاد کرده‌ایم، حذف، جابجا یا متحرک کنند، و این احساس به نظر می‌رسد که تنها با چند تنظیم، در واقع می‌توانیم زندگی مجازی را در نقطه‌ای از آینده به آنها بدمیم.

با اتصال به نوعی ساختار روباتیک همه منظوره، حتی می‌توانید چیزهایی با ظاهرهای متغیر ایجاد کنید که می‌توانند با دنیای واقعی تعامل داشته باشند. ناگهان، با مجموعه‌ای از مهارت‌های برنامه‌نویسی و تخیل، می‌توانید از همه کارهایی که هری پاتر در فیلم‌ها انجام می‌دهد – از جمله مبارزه با اژدها و پرتاب گلوله‌های آتشین – تقلید کنید. مسلماً، پرواز با جارو یا نفس کشیدن در زیر آب احتمالاً به ابزارهایی نیاز دارد که ما هنوز در اختیار نداریم.

بازی با جادو

آخرین وظیفه ای که در هاگ به ما داده شد…، منظورم آکادمی هولولنز است، ایجاد گلوله های آتشین، پرتاب آن ها به سازه هایمان و ایجاد سوراخ در زمین بود. قبلاً با آواتارهای خود آشنا شده بودیم – روبات‌های شناور کوچکی که درست بالای شانه‌های ما شناور بودند – و آنها اهدافی را برای گلوله‌های آتشین ما فراهم می‌کردند.

ما هیچ چیزی مانند جلیقه واقعیت مجازی نمی پوشیدیم که توپ های آتشین را به احساسات فیزیکی تبدیل کند، اما می توانستیم برخی از آشنایان کاملا مجازی را مبهوت کنیم و حتی منفجر کنیم.

می‌توانید ببینید که تبدیل ربات‌ها به جغد کار چندان سختی نیست، و جایگزین کردن حرکات انگشت با چوب‌های سبک (یا گرز) برای ریخته‌گری در واقع ممکن است دقت را بهبود بخشد – و مطمئناً ارتباط با جادو را بهبود بخشد. وقتی تمام شد، من در حالت تخیل کامل هری پاتر بودم.

من فکر می‌کنم خیلی خوب است که همه چیز را وارد کنیم و در واقع از آنها برای ایجاد یک تجربه کامل هری پاتر استفاده کنیم. من انتظار دارم، با توجه به اینکه در حال حاضر در مورد استفاده از هدست های VR در ترن هوایی صحبت می کنیم، به احتمال زیاد روزی دنیای هری پاتر سواری خواهد داشت که از نسخه آینده هولولنز استفاده می کند و شگفت انگیز خواهد بود.

در حال تکمیل

من فکر نمی‌کنم که آنچه را که می‌توانیم با نسخه‌های آینده هولولنز و ایده ایجاد تجربه‌های سرگرمی جادویی انجام دهیم، نادیده گرفته باشیم. بازی‌هایی را تصور کنید که فضای مجازی را با واقعی ترکیب می‌کنند – به عنوان مثال، یک بازی تنیس که در آن راکت‌ها می‌توانند تصویر و قابلیت‌های توپ را پس از ضربه زدن به آن تغییر دهند و بر اساس درجه سختی امتیازات بیشتر یا کمتری به آن اختصاص دهند.

پوکمون واقعی و توانایی داشتن نبردهای جادوگرانه در دنیای واقعی فقط نوک کوه یخ است.

چند سال آینده واقعاً می‌تواند شگفت‌انگیز باشد زیرا ما هولولن‌ها را با هوش مصنوعی و روباتیک ترکیب می‌کنیم تا دنیاها و تجربیاتی را ایجاد کنیم که حتی نمی‌توانیم اکنون تصور کنیم. به سختی میتوانم صبر کنم.

Rob Enderle's Product of the Week

خب، وقت آن رسیده بود که من و همسرم Supercharged Infinity FX35 خود را جایگزین کنیم، که در بیش از 8 سال سن، از صبح های سرد در Bend، اورگان خوشحال نبود. مشکلی که ما با آن روبرو شدیم این بود که ما چیزی می‌خواستیم که رانندگی کردن به اندازه جگوار F-Type ما لذت بخش باشد، اما همچنان یک ماشین چهار چرخ متحرک با فضای زیادی برای سگ‌ها باشد.

ما به اندازه کافی جگوار را نمی‌رانیم، زیرا واقعاً چندان کاربردی نیست، اما ما عاشق پوزخند بزرگی هستیم که روی صورتمان می‌آورد. بنابراین ما به جستجوی غیرممکن برای ترکیبی از ماشین اسپرت/SUV پرداختیم. پورشه ماکان توانمند اما گران بود، و ما را مجبور به پوزخند نمی‌کرد. سپس ما مرسدس جدید را برای امسال دیدیم AMG GLA45. با اگزوز فعال و اسب بخار بیشتر از یک موتور کوچک 4 سیلندر نسبت به هر ماشین دیگری، روی کاغذ واقعاً خوب به نظر می رسید – و حدود 20 هزار دلار کمتر از پورشه بود.

خب، ما برای تست درایو رفتیم، و با پیاده شدن از ماشین، هر دو پوزخند بزرگی روی صورتمان داشتیم. این نزدیکترین چیزی بود که ما تا به حال در هر چیزی که جگوار F-Type نبود به رانندگی F-Type داشتیم.

Mercedes-Benz AMG GLA45

Mercedes-Benz AMGGLA45

البته، بعد متوجه شدیم که به رنگ بنفش، رنگ مورد علاقه همسرم آمده است، و ما فروخته شدیم. ما در واقع خودرویی پیدا کرده بودیم که هم از نظر فضای داخلی بسیار کاربردی بود و هم از نظر اندازه خارجی کوچک (برای پارک)، و رانندگی فوق‌العاده سرگرم‌کننده بود زیرا بسیار سریع است و صداهایی مانند جگوار ما تولید می‌کند. وقتی این ویدیوی یوتیوب را پیدا کردیم، متوجه شدیم که دیوانه نیستیم.

بنابراین چون غیرممکن‌ها را انجام می‌دهد – یک SUV کوچک را با یک ماشین اسپورت ترکیب می‌کند – و به این دلیل که وقتی با آن رانندگی می‌کنیم، پوزخند بزرگی روی صورت ما می‌آورد، و چون در نهایت چیزی را به رنگ بنفش سفارش دادیم، مرسدس بنز AMG GLA45 محصول هفته من است.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *