فقدان تفکر استراتژیک در انتخابات ۱۳۹۵

فقدان تفکر استراتژیک در انتخابات ۱۳۹۵

فقدان تفکر استراتژیک در انتخابات ۱۳۹۵

یکی از مشکلاتی که در حال حاضر صنعت فناوری با آن مواجه است، فقدان حیاتی تفکر استراتژیک است. مدیران صندوق های تامینی و سرمایه گذاران فعال به طور فزاینده ای شرکت ها را هدایت می کنند و تصمیمات تاکتیکی را مجبور می کنند که قیمت سهام را در کوتاه مدت افزایش دهد، تا حد زیادی با از بین بردن دوام بلندمدت شرکت. چیزی که این روند را به‌ویژه مشکل‌ساز می‌کند این است که به نظر می‌رسد اکثر مدیران ارشد تا زمانی که خیلی دیر نشده، درک نمی‌کنند که دارند شرکت‌هایشان را نابود می‌کنند.

این همچنین نشان دهنده همکاری اخیر جو توچی و مایکل دل به عنوان تلاشی گسترده برای حذف این تهدید از سوی هر دو شرکت آنها است. به جای یک بار دیگر با انتخاب شرکتی مانند HPE، که ویترینی برای این پایه وحشتناک برای تصمیم گیری است، فکر کردم جالب است که کمپین ترامپ و کلینتون را بررسی کنم. ادعای من این است که اگر هر یک از کاندیداها استراتژیک فکر می کردند، هیچ کدام برای ریاست جمهوری نامزد نمی شدند.

من با محصول هفته خود پایان خواهم داد: یک یخچال هوشمند جالب سامسونگ که ممکن است آینده خانه هوشمند را تعریف کند – و خوشبختانه بدون خطر انفجار باتری است.

تفکر استراتژیک در مقابل تاکتیکی

ما اغلب تفکر “تاکتیکی” و “استراتژیک” را بر اساس زمان تعریف می کنیم. یک تصمیم تاکتیکی بیشتر واکنش نشان می دهد و با یک بازه زمانی 12 ماهه اجرا می شود، در حالی که یک تصمیم استراتژیک تمایل دارد فعالانه باشد و در مدت زمان طولانی تری اجرا شود.

تصمیم گیری برای قرار ملاقات با شخصی تاکتیکی است، در حالی که ازدواج باید استراتژیک باشد. من استدلال می کنم که ازدواج ها اغلب با شکست مواجه می شوند زیرا اغلب به دلایل تاکتیکی وارد می شوند. طرف‌ها بیشتر به این فکر می‌کنند که چقدر دوست دارند با هم قرار بگذارند تا اینکه چقدر اهداف و ایده‌آل‌هایشان در بلندمدت با هم هماهنگ خواهند شد.

در مورد انتخابات امسال، هر دو نامزد می خواهند رئیس جمهور شوند – احتمالاً به دلایل مختلف. هر دو با برندهای قدرتمندی شروع کردند که به طور موفقیت آمیزی برای ایجاد مشاغل یا دریافت هزینه های سخنوری استراتوسفر و تامین مالی خیریه های جهانی و بسیار پرسود استفاده شدند.

این یک جنبه منفی را نشان می دهد که من شک دارم که به طور کامل ارزیابی شود. بر خلاف یک سیاستمدار معمولی که به خوبی غرامت نمی گیرد، کلینتون و ترامپ هر دو دارایی های هنگفتی هستند که با نامشان گره خورده است و همچنین شهرت آنها در خطر است، صرف نظر از اینکه برنده شوند یا ببازند. هیچکدام نمی توانند بدون متحمل شدن بیشتر آسیب در حال حاضر از این روند خارج شوند.

هر دو به طور مؤثر در مسیری قفل شده‌اند که به محض پایان یافتن این فرآیند، بدون توجه به نتیجه، به شدت از نظر ثروت و نفوذ شخصی به آنها آسیب می‌رساند. این احتمالاً به این دلیل است که هیچکدام واقعاً از نظر استراتژیک به خطرات و پاداش‌ها فکر نکرده‌اند.

برند دونالد ترامپ

ترامپ با یک برند شخصی بسیار قدرتمند و شهرت بسیار موفق و ثروتمندی وارد روند انتخابات شد. نام تجاری او در تمام دارایی‌هایش قرار گرفته است – که بخش ناچیزی از آنها کازینو هستند، جایی که مشتریان – به‌ویژه مشتریان آسیایی – برند او را با برنده شدن مرتبط می‌کنند.

با این حال، بسیاری از این یک جبهه دروغین است. او نه به اندازه‌ای که مردم فکر می‌کنند ثروتمند است و نه موفق است، و در واقع به نظر می‌رسد که خیلی نزدیک به سقوط است. او تنها نیست دیگران، مانند ایلان ماسک، بین موفقیت چشمگیر و شکست فاجعه بار نیز بر روی لبه تیغ عمل می کنند.

این تصور که ترامپ موفق است، احتمالاً با ارزش‌ترین دارایی اوست و مسئول نگه داشتن او در جت‌های خصوصی و سوئیت‌های پنت‌هاوس است، برخلاف یک خانه زیبا در کشور و مشکل بی‌پایان پرداخت اجاره.

اگر ترامپ شکست بخورد، او به هیلاری کلینتون، که به عنوان یک سیاستمدار قوی تلقی نمی‌شود، شکست خواهد خورد زیرا اساساً توسط حزب خود مسح شده است. تا حد زیادی به لطف کالین پاول، او را هم ناتوان و هم ناموفق می‌دانند، به‌ویژه از سوی پایگاه ترامپ.

این نه تنها ترامپ را به یک بازنده بلکه یک بازنده فوق العاده تبدیل می کند، زیرا از کلینتون شکست خورده بود، که از اوباما شکست خورد و غیرقابل انتخاب به نظر می رسد. این بدان معناست که او نه تنها عملاً این تصور را که نمی‌تواند ببازد از بین می‌برد، بلکه به عنوان فردی که نمی‌تواند برنده شود نیز دیده می‌شود. تأثیر بر درآمد او نه تنها باید چشمگیر باشد، بلکه باید به اندازه کافی قابل توجه باشد که او را از سود به زیان تغییر دهد. ضرر ناشی از اجتناب مردم از کازینو و برند او به طور کلی می تواند فاجعه بار باشد.

اگر او برنده می شد، اوضاع خیلی بهتر نمی شد. او نه تنها با دموکرات‌ها، بلکه با توده‌های منتقد جمهوری‌خواه علیه او وارد می‌شد و تجربه سیاسی واقعی نداشت. این نشان می‌دهد که ریاست‌جمهوری او به‌طور فاجعه‌باری بد خواهد بود، و با توجه به اینکه برند شخصی‌اش در فرآیند انتخابات آسیب جدی دیده است، ممکن است در زمان ریاست جمهوری با سقوط مالی مواجه شود. نتیجه نابودی مطلق نام تجاری او و زوال بیشتر وجهه او از یک میلیاردر موفق به چهره یک مشت زن است.

با توجه به این خطر، فکر می‌کنید که خروج از فرآیند ممکن است به او اجازه دهد نام تجاری خود را بازیابی کند، اما این مشکوک به نظر می‌رسد. به عنوان رئیس جمهور، او حداقل به منابعی دسترسی داشت که به او کمک می کرد آن را بازیابی کند، اما عدم تمایل او به درس گرفتن از اشتباهاتش نشان می دهد که نتیجه بسیار دور است. او یک جورهایی خراب است.

شهرت هیلاری کلینتون

کلینتون به عنوان یکی از قدرتمندترین زنان جهان وارد کارزار انتخاباتی شد. او که عمدتاً به عنوان یک سناتور و به ویژه وزیر امور خارجه موفق دیده می شود، می توانست از یک حرفه موفق طولانی به عنوان سخنران بسیار پردرآمد، کارگزار قدرت و مدیر امور خیریه برخوردار باشد. روند انتخابات تاکنون قدرت درک شده او را به عنوان یک دلال قدرت کاهش داده است. مواضع او در برابر وال استریت به طور قابل توجهی ارزش او را به عنوان یک سخنران کاهش داده است، و موسسه خیریه او در معرض خطر قرار گرفتن به عنوان یک تعهد در برابر بسیاری از مشارکت کنندگان فعلی است.

بنابراین، حتی قبل از اینکه فرآیند انتخابات کامل شود، تصوراتی که قبلاً او را احاطه کرده بود، به شدت آسیب دیده است، اگر نگوییم به شدت آسیب دیده است – بسیاری از موتور مالی تحت درآمد نسبتاً بالای او را از بین می برد. به یاد بیاورید که کلینتون ها شکایت داشتند که دوره ریاست جمهوری او عملاً آنها را از نظر مالی شکست داد.

اگر کلینتون ببازد، اوضاع بدتر خواهد شد. او که قبلاً به طور فزاینده ای قادر به انجام آنچه برای دستیابی به اهداف کلیدی ضروری است ناتوان است، در مقابل ترامپ که از سوی حزب او به عنوان غیرقابل انتخاب شناخته می شود، شکست خواهد خورد. این نشان می‌دهد که هر کاری که او در مقام ریاست جمهوری انجام می‌دهد و به کشور آسیب می‌زند، احتمالاً به دلیل ناتوانی او در اجرا مقصر خواهد بود.

ترامپ به عنوان انتقام‌جو شناخته شده است و این رفتار، با پشتیبانی از قدرت دفتر او و دسترسی به اطلاعات محرمانه هیلاری و بیل، می‌تواند منجر به سطحی از آسیب برند و اتهامات جنایی و دعوی قضایی شود. اگر نگوییم تاریخ ملت، در زندگی آنها بی سابقه باشد.

احتمال غیرقابل قبولی بالایی وجود دارد که نه تنها منجر به شکستگی مجدد او شود، بلکه با خطر بالای مجازات زندان نیز مواجه شود. من انتظار دارم که ترامپ در صدد همسو شدن با او برای آسیبی که تصور می‌کرد او به او وارد کرده است، هیچ ضربه‌ای نزند. (ترامپ قبول نمی کند که اشتباه می کند و احتمالاً مشکلات مالی خود را به گردن کلینتون می اندازد.)

اگر او برنده شود، اوضاع بدتر می‌شود – هرچند به احتمال زیاد نه به اندازه مورد ترامپ، زیرا ترامپ عملاً به عنوان یک تهدید خنثی می‌شود. با این حال، او با اکثریت جمهوری خواهان روبرو خواهد شد که از او بیشتر از رئیس جمهور فعلی متنفرند، و همچنین با تعداد غیر قابل توجهی از حامیان سندرز که فکر می کنند او برای به دست آوردن این شغل تقلب کرده است.

تلاش برای خنثی کردن او بی سابقه خواهد بود، هم از درون و هم بدون حزبش، و ناتوانی تاریخی او در اعدام احتمالاً اصطلاح او را مشخص می کند. احتمال بسیار زیادی وجود دارد که او زودتر از موعد از دفتر خارج شود (این امر در مورد ترامپ نیز صادق است) و تقریباً مطمئن است که او به دلیل ناتوانی فزاینده شوهر پیرش در تصمیم گیری محتاطانه (همچنین توسط کالین پاول برجسته شده است) لکه دار خواهد شد. ایمیل لو رفته).

با خروج از کاخ سفید، ممکن است وضعیت مالی بدتری نسبت به دفعه قبل داشته باشد، اما به دلیل سن، نشاط لازم برای بهبودی را ندارد. مسلماً، مانند مورد ترامپ، اگر او برنده شود به جای باخت، اوضاع کمی بهتر خواهد بود – اما از نظر استراتژیک، این نتیجه برای هر دو نامزد باخت/باخت به نظر می رسد.

در حال تکمیل

تصمیم استراتژیک در این مرحله این است که هر دو نامزد ملاقات کنند و با تمرکز بر بازیابی نام تجاری و شراکت برای بازیابی نام تجاری متقابل، با توجه به اینکه هر دو مشکل یکسانی دارند، ملاقات کنند و توافق کنند که کناره گیری کنند. احتمال وقوع آن صفر است، نه تنها به این دلیل که هر دو نامزد نمی توانند استراتژیک فکر کنند، بلکه هر دو به این دلیل که هر دو در نقطه ای هستند که احتمال شلیک به یکدیگر بیشتر از شریک شدن هستند.

طرح B کار بسیار سخت‌تر است – نه تنها برای اطمینان از پیروزی، بلکه برای اطمینان از توانایی اجرای موفقیت‌آمیز دفتر رئیس‌جمهور. این به معنای کاهش شدید درگیری در احزاب خود است – نه از طریق لفاظی تنها، بلکه با پذیرش جنبه‌های انتقادی فعالانه عناصری که علیه آنها قرار گرفته‌اند، و آنها را از بدهی به دارایی تبدیل می‌کنند.

علاوه بر این، هر دو نامزد باید رفتارهای اصلی خود را با شدت بیشتری بررسی کنند. کلینتون باید بیشتر روی اعدام تند و تیز و ترامپ روی انجام تکالیفش به جای اسکیت تمرکز کند. هر دو باید آماده ورود به دفتر باشند و کاملاً قادر به اجتناب از اشتباهاتی باشند که هم شغل و هم مبارزات انتخاباتی نامزدها را فلج کرده است. در قلب این، تمایل به پذیرش اشتباهات و عیوب و اولویت دادن به آنها است.

از آنجایی که به نظر نمی‌رسد هیچ یک از نامزدها مایل به انجام این کار نیستند، من انتظار دارم که صرف نظر از اینکه چه کسی است، برنده در نهایت از نامزدی پشیمان شود – اگر قبلاً به آنها پناه داده نشده باشد. اگر آنها به این موضوع از طریق استراتژیک فکر می کردند – مانند رایانه در فیلم بازی های جنگی که در نهایت انجام داد – هر دو نامزد به این نتیجه می رسیدند که تنها تصمیم واقعاً خوب این بود که در وهله اول بازی نکنند.

یک نکته دیگر: افراد بیشتری، به ویژه سیاستمداران، باید تفکر استراتژیک را تمرین کنند. این منجر به تصمیمات بسیار بهتر و تصمیمات فاجعه آمیز بسیار کمتری می شود.

Rob Enderle's Product of the Week

در خانه ما، من معمولاً کسی هستم که عاشق یک دستگاه جدید با فناوری پیشرفته می‌شود و سپس با چیزی که اغلب یک نتیجه بد غیرمنتظره است سر و کار دارم. با این حال، این سامسونگ یخچال هوشمند ایده همسرم بود — و تا اینجای کار، ایده خوبی بوده است.

Samsung 4-Door Flex Refrigerator With Family Hub

یخچال فلکس 4 دری سامسونگ با هاب خانواده

ایده یک یخچال هوشمند مدتی است که مطرح شده است. در طول سال‌ها، سامسونگ تعدادی از آنها را معرفی کرده است، هم با رایانه‌های شخصی داخلی و هم با تبلت‌های داخلی، که در بیشتر موارد واقعاً مفید بوده‌اند.

بخشی از مشکل این بوده است که خدمات سامسونگ معمولاً بد است و این دسته از محصولات پیچیده و غیرقابل اعتماد هستند. با این حال، شرکت در طول زمان از نظر قابلیت اطمینان بهبود یافته است، و تعداد فزاینده‌ای از اشخاص ثالث وجود دارد که می‌توانند محصول را سرویس کنند (اگرچه من همیشه ضمانت‌نامه تمدید شده را می‌خرم).

آنچه تفاوت را ایجاد می کند این است که این پیشنهاد جدید نه تنها از نظر ظاهری خیره کننده است، بلکه به لطف ادغام با سایر محصولات سامسونگ، به عنوان یک مرکز هوشمند برای دستگاه های IoT، ارزش قابل توجهی نیز دارد.

در زمانی که هنوز جوان است، می توان از این محصول برای همگام سازی در زمان واقعی با تلویزیون های سامسونگ استفاده کرد (پخش همان برنامه در آشپزخانه که خانواده در اتاق نشیمن تماشا می کنند). اجاق گازها و لوازم خانگی سامسونگ مطابق با برنامه؛ و دستگاه های سازگار با اینترنت اشیا را کنترل کنید.

خروجی حدود 1500 دلار بیشتر از همان یخچال بدون نمایشگر و با قیمتی کمتر از 4 هزار دلار، تاریخ ارزانی نیست، اما در جای خود نسبت به لوازم خانگی ساب زیرو و وایکینگ با قیمت مشابه، چشمگیرتر است.

به طور خلاصه، اگر می‌خواهید مردم را تحت تأثیر قرار دهید، این کار این کار را در پیک انجام می‌دهد. این در نهایت نمایش خوبی از آنچه در راه است است، و این یک راه جذاب برای حرکت از یادداشت های چسبناک کاغذی به آینده پیام های دیجیتال است.

از آنجایی که این یک نمایشگاه اولیه عالی برای اینترنت اشیا است، اما بیشتر به این دلیل که این یکی از چشمگیرترین دستگاه‌ها در خانه‌ای است که تقریباً از فناوری دیوار به دیوار استفاده می‌کند، یخچال هوشمند سامسونگ RF8K9580SG محصول هفته من است.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *