استفاده از روش علمی برای انتخاب بهترین رئیس جمهور ایالات متحده

استفاده از روش علمی برای انتخاب بهترین رئیس جمهور ایالات متحده

استفاده از روش علمی برای انتخاب بهترین رئیس جمهور ایالات متحده

این هفته خیلی به این فکر کرده‌ام که برای انتخاب یک مدیر عامل قوی چه چیزی لازم است و از تماس‌های رباتیک از کمپین‌های مختلف آزار می‌دهم. در یکی از این تماس‌ها، وقتی از من پرسیده شد که اگر بین کلینتون و ترامپ انتخاب شود، چه کار می‌کنم، پاسخ من این بود که «به کانادا نقل مکان کنم». ظاهراً این چیزی نبود که آنها به دنبال آن بودند.

هیئت مدیره ها اغلب مجبورند از میان تعداد بسیار کمی از نامزدهای مدیر عامل انتخاب کنند، و گزینه “انتقال به کانادا” را دریافت نمی کنند. فکر کردم جالب باشد که فرآیند پیشنهادی خود را برای انتخاب مدیر عامل، که تقریباً بر اساس روش علمی، به کلینتون، سندرز و ترامپ. (روش علمی راهی برای تجزیه یک مسئله پیچیده به بخش ها برای رسیدن به بهترین راه حل از طریق یک فرآیند اثبات شده و تکرارپذیر، اما اغلب پیچیده است.) من در واقع نمی دانم که چگونه این موضوع قرار است به پایان برسد و انتظار دارم یک مشکل را عصبانی کنم. افراد کمی در این فرآیند هستند.

من با محصول هفته خود پایان خواهم داد: یک روتر نسبتاً شگفت‌انگیز جدید که به تازگی در خانه‌ام قرار داده‌ام، که در حال ضربه زدن است.

عناصر

عناصری را که پیشنهاد کرده‌ام برای فهمیدن اینکه آیا یک نامزد مدیرعامل – یا در این مورد، یک نامزد ریاست‌جمهوری – می‌تواند این کار را انجام دهد یا نه، استفاده از آنها را در زیر آورده‌ام:

  • رهبری: این توانایی هم برای رسیدن به یک چشم انداز و هم وادار کردن مردم به دنبال کردن آن چشم انداز است. استفاده از عنوانی برای مجبور کردن مردم به انجام کاری که نمی خواهند انجام دهند نیست و با مدیریت بسیار متفاوت است.
  • عشق به محصول: بسیاری از مدیران عامل – و نامزدهای ریاست جمهوری – ایده حفظ این عنوان را دوست دارند و واقعاً به آنچه شرکت انجام می دهد اهمیتی نمی دهند. در مورد یک ملت، دولت آن برای شادی و امنیت شهروندان است. هر چیز دیگری باید تابع این دو چیز باشد. پس محصول دولت شادی و امنیت شهروندان است.
  • مبانی خوب مالی: شرکت‌ها و دولت‌ها باید از نظر مالی دوام داشته باشند و بازدهی را برای سرمایه‌گذاران خود فراهم کنند. این بدان معناست که هم در چارچوب بودجه زندگی کنید و هم راه‌هایی برای به دست آوردن منابع درآمدی جدید بیابید که به محصول آسیبی نرسانند.
  • درکی از بازاریابی: در مورد یک محصول، این به معنای درک تولید تقاضا است. در مورد یک ملت، این بدان معناست که چگونه از بازاریابی برای هدایت ابتکارات انتقادی و راضی نگه داشتن شهروندان استفاده کنیم.
  • گستردگی: تخصص برای مدیران اجرایی یا روسای جمهور کار نمی کند. بهترین‌ها سابقه نظامی، حقوقی یا مدیریتی داشته‌اند (به‌طور ایده‌آل اداره یک ایالت – اما اداره یک تجارت می‌تواند کاربرد داشته باشد).

پس بیایید آن را تجزیه کنیم:

  • رهبری: به نظر می رسد ترامپ و سندرز در اینجا برجسته هستند. من به سندرز برتری می دهم زیرا بسیاری از منابع مالی او از سوی افراد تامین می شود، اما ترامپ تعدادی کسب و کار موفق را اداره کرده است. اگرچه او موفق ترین مدیر اجرایی نیست، اما از یک شکست دور است – و شما نمی توانید بدون مهارت های رهبری خوب یک مدیر عامل موفق باشید.

    کلینتون مهارت‌های سیاسی دارد، اما در واداشتن مردم به دنبال کردن او، چه به عنوان سناتور و چه به عنوان وزیر امور خارجه، خوب نیست. این دومین بار است که او به عنوان نامزد مسح شده نامزد می شود و اولین بار است که توسط یک تازه کار نسبتاً مورد ضرب و شتم قرار می گیرد. او اکنون با ورود دیرهنگام مشکل دارد.

    دولت فعلی نشان داده است که تفاوت آشکاری بین بخش چشم انداز رهبری و بخش اجرا وجود دارد. اوباما مو به مو قوی‌تر از کلینتون است – با این حال، با توجه به مسائلی که در مورد ارتش و اعدام کلی به وجود آمد، واضح است که او به اندازه کافی قوی نبود، و این حتی زمانی که حزب دموکرات هر دو مجلس کنگره را تحت کنترل داشت، صادق بود.

  • عشق به محصول، نه شغل: کلینتون در اینجا متمایز است اما نه به خوبی. او واقعاً، واقعاً شغل را می خواهد و به وضوح احساس می کند که مستحق آن است. سندرز، باز هم عمیق‌ترین ارتباط را با مردم و شادی دارد، در حالی که ترامپ به نظر می‌رسد بیشترین تمرکز را روی امنیت دارد، اما متأسفانه به نظر می‌رسد که هر دوی آنها با یکدیگر معامله می‌کنند.

    رونالد ریگان احتمالاً به رئیس‌جمهوری نزدیک‌تر شده است که به نظر می‌رسد هر دو جنبه‌ی حکومت را به خوبی به دست آورده است، احتمالاً به این دلیل که فرماندار موفقی بوده است. با این حال، کارتر، که فرماندار نیز بود، به نظر نمی رسید از دفاعی برخوردار باشد، که به شکست ریاست جمهوری او کمک کرد.

  • مبانی خوب مالی: ترامپ باید به عنوان یک مدیر عامل موفق برتری داشته باشد، اما طرح مالی پیشنهادی او برای ایالات متحده بازخوردهای مثبتی دریافت نکرده است. سندرز در اینجا حتی پیشینه کمتری دارد و طرح او محکم تر از این نیست. طرح کلینتون عملی‌تر به نظر می‌رسد و دولت همسرش یکی از سالم‌ترین دولت‌ها از نظر مالی در چند دهه گذشته بوده است. بنابراین در اینجا من در واقع به کلینتون برتری می دهم.
  • بازاریابی: در اینجا ترامپ برنده است. آن مرد نامزد مسح شده را با بزرگترین سینه جنگی، جب بوش، ظاهراً بدون حتی سختی نفس و با کمترین بودجه در استخر بیرون آورد. ترامپ در اینجا تقریباً ترسناک است، و من شک دارم که نامزدی وجود داشته باشد که بتواند با مهارت‌های ذاتی و ظاهراً طبیعی خود در ایجاد تقاضا برای برند خود مطابقت داشته باشد. من او را به خوبی با استیو جابز، P.T. مقایسه می کنم. بارنوم و والت دیزنی.
  • گستردگی: کلینتون یک بانوی اول فعال، یک وکیل، یک سناتور و وزیر امور خارجه بوده است. از نظر وسعت مربوطه، او این حوزه را رهبری می کند. ترامپ به دلیل مدیرعاملی در رتبه بعدی قرار دارد و سندرز با کمترین تجربه ظاهری در خارج از سنای ایالات متحده آمریکا را دنبال می کند. همه این نامزدها دقیقاً جوان نیستند، به این معنی که یادگیری مهارت هایی که ندارند بسیار دشوار خواهد بود و سخت ترین مسیر را برای سندرز ایجاد می کند.

جمع بندی: چه کسی بهترین است؟

احتمالاً به جایی می رسد که ارزش های شما وجود دارد. در حالی که من راهی برای یک راه حل ارائه کرده ام، می دانم که سوگیری تایید چگونه کار می کند، بنابراین من برنده را صدا نمی زنم. سوگیری تایید به این معنی است که وقتی این مطلب را می‌خوانید، احتمالاً فقط قسمت‌هایی را که با آن موافق بودید حفظ کرده‌اید، که احتمالاً انتخابی را که قبلاً انجام داده‌اید تأیید می‌کند. به هر حال، این یک راه واقعا زشت برای انتخاب هر چیزی است – چه رسد به یک رئیس جمهور.

اکنون، من انتظار دارم کسانی که بر اساس خطوط حزبی رای نمی‌دهند، از معیارهای زیر استفاده کنند:

اگر می‌خواهید آن را به «تاسیس» بچسبانید، سندرز یا ترامپ انتخاب شما هستند و ترامپ از آن حمایت می‌کند. او تقریباً به اندازه ما ضد نظام است و در دفاع قوی ترین است (اما این با کمبود تجربه او جبران می شود).

اگر شما هم می‌خواهید آن را به ثروتمندان بچسبانید یا لیبرال‌های دور از انتظار هستید، سندرز مورد علاقه شماست.

اگر اوباما را دوست دارید و واقعاً این واقعیت را دوست دارید که کنگره کارهایی را انجام نمی دهد – به عبارت دیگر، شما بیشتر از چیزی که ما در حال حاضر به دست نمی آوریم می خواهید – پس کلینتون انتخاب اصلی شماست (جمهوری خواهان او را بیشتر از اوباما). او احتمالاً از نظر مالی نیز مقرون به صرفه است (که با توجه به اینکه او یک دموکرات است، احتمالاً هیچ کمکی به او نمی کند).

من، هنوز در فکر نوشتن در جاستین ترودو هستم.

Rob Enderle's Product of the Week

من در وب زندگی می کنم و تقریباً هر شش ماه یکبار روتر اصلی خود را تعویض می کنم تا مطمئن شوم که آخرین امنیت و بالاترین عملکرد را دارم. من اخیراً به دنبال بهترین روتر خانگی که می توانم پیدا کنم، صرف نظر از هزینه، رفتم.

بر اساس ترکیبی از نظرات و عملکرد، با روتر Wi-Fi Ultra D-Link AC5300 که در دو پیکربندی ارائه می‌شود: DIR-885L/R مقرون به صرفه‌تر، و مدلی که من دریافت کردم – DIR-895L/R.

D-Link AC5300 Ultra Wi-Fi Router

D-Link AC5300 Ultra Wi-FiRouter

این توله سگ در عملکرد سیمی و بی سیم فریاد می زند. از MU-MIMO پشتیبانی می‌کند، که آن را برای آینده نسبتاً مقاوم می‌کند (اما تا زمانی که تلفن‌ها، تبلت‌ها و رایانه‌های شخصی MU-MIMO بیشتری دریافت نکنیم، کار خوبی نمی‌کند). این دارای جریان های داده 4×4 است، بنابراین اگر اتصال شبکه خود را اشباع نکنید، فضای زیادی برای WiFi دارید. این رابط کاربری نسبتاً آسانی دارد و به نظر می رسد دامنه قابل توجهی دارد.

اولین واکنش من این بود که عملکرد اینترنت من چقدر سریعتر است – دیگر تاخیر زیادی را تجربه نکردم. پخش ویدیو خیلی بهتر شد، و این همه با اتصالات سیمی بود.

تفاوت با وایرلس تقریباً شبیه شب و روز بود. اتصالات سریعتر و توان عملیاتی داده به طور قابل توجهی بالاتر بود. در 359 دلار آمریکا، این تاریخ بسیار ارزان بود. با این حال، ارزش پول را داشت، بنابراین روتر Wi-Fi Ultra D-Link AC5300 محصول هفته من است. اوه، و این بهترین روتری است که تا به حال داشته ام، که اگر رنگ قرمز را دوست دارید و روتر خود را در گنجه قرار ندهید، ممکن است نقطه فروش باشد.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *